تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
خاطر اين است كه آنها بر دين و يارى آن شكيبا بودند و با دليلهاى حق و يقينى آن را ثابت و پايدار كردند . عبارت « لمّا صبروا » ، لما صبروا نيز خوانده شده است و معنا اين است . به علّت اين كه صبر كردند ما آنها را امام قرار داديم . حسن [ بصرى ] گفته است كه آنها بر بلاها و سختيهاى دنيا صبر كرده‌اند .
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ
؛ خداوند ميان آنها قضاوت مىكند و محق از مبطل جدا مىشود و هو ضمير فصل است و چون فعل مضارع شبيه به اسم است اين مورد جايز است ، ولى اگر بگويى : إنّ زيدا هو فعل جايز نيست . زيرا ضمير فصل قبل از فعل محض ، نمىآيد .
أَ وَ لَمْ يَهْدِ لَهُمْ
؛ واو در اين عبارت حرف عطف است و جمله را به معطوف عليهى كه از جنس معطوف فهميده مىشود ، عطف مىكند . كلمهء « يهدى » با نون « نهدى » نيز خوانده شده است و فاعل آن مفهومى است كه از عبارت « كم أهلكنا من قبلهم » استفاده مىشود زيرا « كم » نمىتواند فاعل باشد و تقدير آن چنين است : أ و لم يهد لهم كثرة إهلاكنا القرون ، يا اين است كه اين كلام به همين صورت كه هست با مفهوم و معنايش فاعل است ، چنان كه گويى عبارت لا إله إلّا اللَّه خون و مال را حفظ مىكند و به مناسبت قرائت با نون ، رواست كه ضمير اللَّه در آن مستتر باشد و مرجع ضمير در « لهم » أهل مكّه است و مقصود از « قرون » قوم عاد و ثمود و لوط است .
يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ
؛ اهل مكّه در سرزمين و شهرهاى آنها عبور مىكنند .
إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ
؛ « جزر » به سرزمينى گفته مىشود كه تمام گياهان و نباتات آن يا به سبب بى آبى يا به سبب چراندن ، بكلّى ريشه كن و قطع شده باشد ، بنا بر اين به سرزمينى كه اصلا قابل روياندن گياه نباشد ، مانند شوره زار يا سنگلاخ ، « جرز » گفته نمىشود . دليل بر اين مطلب عبارت بعدى است كه مىفرمايد
« فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً »
و
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 90 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى