خواه منصوب باشد يا مرفوع بنا بر اين هر گاه ( آيات ) منصوب شود عامل آن « انّ » و « فى » هستند و هر گاه مرفوع شود دو عامل ( ابتدا ؛ و فى ) مىباشد ابتدا عامل رفع ( آيات ) است و « فى » عامل جرّ ( اختلاف ) است و عطف آن بر دو عامل بنا بر قول اخفش جايز و معتبر است ولى سيبويه جايز نمىداند و توجيه در آيه بنا بر مذهب سيبويه اين است كه « فى » در تقدير گرفته شود زيرا « فى » در دو آيهء پيش از اين آيه ذكر شده است چنان كه سيبويه « كلّ » را در مصراع دوم شعر شاعر در تقدير گرفته است :
أ كلّ امرء تحسبين امرا * و نار تأجّج بالليل نارا ؟ « 1 »
سيبويه گفته است چون ( كلّ ) در مصراع اول شعر ذكر شده است در مصرع دوم نيز گويى تلفظ شده و نيازى به اظهار آن نيست « و كل نار تأجج » محسوب مىشود .
يا
« وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ »
بر « فى » كه قبلا ذكر شده حمل مىشود و « آيات » را تكرارى قرار دهيم و علت تكرار آن طولانى بودن جمله باشد چنان كه در آيه :
أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يُحادِدِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ
؛ آيا نمىدانند هر كس با خدا و رسولش دشمنى كند براى او آتش دوزخ است . ( توبه 63 ) « انّ » ( دوم ) همان « ان » ( اول ) است كه تكرار شده است .
يا « آيات » در
« آياتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ »
منسوب به اختصاص باشد فعل اخصّ در تقدير گرفته شود پس از اين كه مجرور منقضى شده و به ما قبل خود عطف شده ( رياح به كلمات مجرور پيش از خودش معطوف است ) و مىتوان آيات را مرفوع خواند ، بنا بر اين كه خبر مبتداى مقدر ( هى ) باشد بنا بر اين در اعراب « آيات » در آيه دوم سه نظر مطرح شد .
تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آياتِهِ يُؤْمِنُونَ
؛ « تلك » اشاره به
هامش
( 1 ) - آيا هر شخصى را كسى مىدانى و هر آتشى كه شب بر افروخته شد آتش مىشمارى .