إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ
؛
« مَنْ رَحِمَ اللَّهُ »
مرفوع بدل از واو « ينصرون » است يعنى عذاب از كسى برداشته نمىشود مگر كسى كه مشمول رحمت خدا شود و رحمت خدا دو گونه است يا از همان اول كيفر را از آنها بر مىدارد يا اجازه مىدهد به كسانى كه درگاه خداوند مقربند تا از آنها شفاعت كنند در نتيجه عذاب شخص مورد شفاعت با شفاعت شفيع برداشته مىشود .
إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ
؛ خداوند در انتقام گرفتن از دشمنان خود عزيز و به مومنان رحيم است و مىتواند
« مَنْ رَحِمَ اللَّهُ »
بنا بر استثناء منصوب باشد .
طَعامُ الْأَثِيمِ
« اثيم » به معناى آثم و گنهكار است و گويند مقصود ابو جهل است و روايت شده كه براى او خرما و كره آوردند و هر دو را با هم خورد و گفت : اين همان زقّومى است كه محمد ما را از آن ترسانده است و ما دهنهاى خود را از آن پر مىكنيم .
كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ
؛ « مهل » به معناى مس گداخته شده است ، و به قولى تفاله روغن زيتون است « يغلى » با ( ياء ) و ( تاء ) هر دو قرائت شده است و هر كس با ( تاء ) قرائت كرده به مناسب شجره است و هر كس با ( ياء ) قرائت كرده بر طعام حمل كرده است زيرا طعام هم به معناى شجره است و بر مهل حمل نشده بلكه بر چيزى حمل شده كه به مهل تشبيه شده و ( كاف ) در كالمهل محلا مرفوع و خبر دوم « انّ » است و همچنين است يغلى .
خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ
؛ به فرشتگان عذاب گفته مىشود او را بگيريد و با زور و جبر به طرف دوزخ ببريد و به اين معنى است كه يقهء شخص گرفته شود و براى كشتن يا زندانى شدن او را كشان كشان ببرند و عتل نيز از همين معنا گرفته شده و به كسر ضمّ و تا هر دو قرائت شده است ( الى سواء الجحيم ) يعنى او را به وسط دوزخ ببريد و دليل اين كه وسط چيزى را سواء گفتهاند اين است كه فاصله ميان وسط چيزى با اطراف محيط به آن برابر است .