گويى ابو جهل گفته است ( اى محمد ) اگر راست مىگويى كه خدا مردم را براى پاداش دادن بر مىگرداند آنان را براى انجام تكليف بازگردان از اين رو براى مقابله با گفته ابو جهل به پند و تهديد كه به حال او سودمندتر است عدول كرده است و مىفرمايد :
أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ
؛ يعنى آيا كفار قريش از نظر نفرات و تجهيزات بيشترند يا ( قوم تبع ) مانند اين سخن خدا :
أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولئِكُمْ
؛ « آيا كفار شما بهتر از اينها هستند ؟ » ( قمر / 43 ) . پس از آن كه خدا آل فرعون را ياد مىكند .
منظور از تبّع ( مذكور در آيه ) تبع حميرى است كه مردى مومن بود ولى قوم او كافر بودند تبّع همان كسى است كه لشكركشى مىكرد و حيره را گرفت آن گاه به سمرقند آمد و آن را ويران ساخت سپس تجديد بنا كرد و در نامههايش چنين مىنوشت : به نام خدايى كه ملك خشكى و دريا و خورشيد و بادهاست خداوند ، قوم او را نكوهش كرده ولى خود او را ملامت نكرده است . از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه تبّع به اوس و خزرج گفت در اينجا بمانيد تا اين پيامبر ( پيامبر اسلام ) ظهور كند و اگر من او را درك كنم به او ايمان مىآورم و در خدمت او خواهم بود .
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ
؛ منظور از
« ما بَيْنَهُما »
چيزهايى است كه ميان آسمان و زمين است .
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَ
زمان حساب و پاداش تمام آنها مقصود است .
يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ
؛ روزى كه هيچ دوستى چه خويشاوند باشد يا بيگانه از هيچ دوستى هر كه مىخواهد باشد بىنياز نمىكند و نمىتواند عذاب را از او دور سازد .
وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ
؛ ضمير « هم » به موالى بر مىگردد چون موالى در معنى بسيارند زيرا لقط مولى به صورت مبهم شامل هر مولايى مىشود .