خواستند و گفتند : اى محمد به داد خويشاوندانت برس كه ( هلاك شدند ) و وعده دادند كه اگر پيامبر دعا كند و خشكسالى بر طرف شود ايمان بياورند و چون به دعاى پيامبر خشكسالى بر طرف شد دوباره به كفر و شرك خود بازگشتند .
يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِيمٌ
؛
« يَغْشَى النَّاسَ »
يعنى عذاب شامل آنها مىشود و آنان را زير پوشش مىگيرد ، جمله صفت دخان و محلا مجرور است ، به اين معنى كه مىگويند اين عذابى دردناك است تا « مومنون » كه آخر آيه بعد است :
يقولون محذوف و بنا بر حال بودن منصوب است يعنى در حالى كه مىگويند ما وعده مىدهيم ايمان بياوريم اگر عذابشان بر طرف شود .
أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ
؛ چگونه متذكر مىشوند و پند مىگيرند و به وعده خود وفا مىكنند در حالى كه دليلى بزرگتر از بر طرف شدن دود براى آنها آمد و آن معجزاتى بود كه از سوى پيامبر پديد آمد مانند قرآن و ديگر معجزات كوبنده و آنها متذكّر نشده و از او روى بر گرداندند و به او بهتان زده گفتند جوان غير عرب به نام عدّاس پيامبر را تعليم مىدهد و آن حضرت را به جنون نسبت دادند .
إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ
؛ آن گاه فرمود ما اندك اندك كيفر گرسنگى و دود را از شما بر مىداريم .
« إِنَّكُمْ عائِدُونَ »
يعنى چون عذاب از شما برداشته شد به شرك خود باز مىگرديد و پس از بر طرف شدن عذاب به آن حالت زارى و تضرعى كه داشتيد نمىمانيد و كسانى كه دود را پيش از قيامت مىدانند ( قول اول ) در انا كاشفوا العذاب گفتهاند : هر گاه آسمان دود بر آورد ، آنهايى كه به عذاب گرفتار شده اند زارى مىكنند و مىگويند : پروردگارا ! عذاب را از ما بردار ما به سوى تو باز مىگرديم و ايمان مىآوريم پس خداوند عذاب را از آنها بر مىدارد و چون عذاب را از آنها بر مىدارد مرتدّ مىشوند .
يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ
؛ منظور روز قيامت است مانند آيه :
فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى
؛ « و چون بليه بزرگ بيايد آنچه واقع شدنى است واقع مىشود .