تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
فرموده است :
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً
، اگر اجتماع مردم بر كفر ناپسند نبود براى كافران سقفها و پلّه‌ها و درها و تختهايى از طلا و نقره قرار مىداديم « زخرفا » بر محلّ فضّه عطف شده
« وَ لِبُيُوتِهِمْ »
بدل اشتمال از
« لِمَنْ يَكْفُرُ »
است « سقفا » به فتح ( سين ) و سكون ( قاف ) و ضمّ هر دو قرائت شده و جمع سقف است مانند رهن ، و رهن . « معارج » ؛ جمع معرج يا اسم جمع براى معراج و به معناى پله‌هايى است كه بالاى بام مىروند چنان كه در اين آيه است ،
فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ
؛ « 1 » « ( سرانجام آن چنان سدّ نيرومندى ساخت ) كه آنها قادر نبودند كه از آن بالا روند » .
وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا
؛ « لمّا » هم مشدّد و هم بدون تشديد قرائت شده است ، بدون تشديد بنا بر اين كه « لام » براى جدايى افكندن ميان نفى و اثبات باشد و « ما » زايده و « ان » مخفّفهء از مثقّله باشد ، با تشديد بنا بر اين كه « لمّا » به معناى الّا و ان نافيه باشد .
وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ . . .
؛ گفته مىشود عشى يعشوا ، هر گاه با نگاه ضعيف بنگرد و در چشم او آفتى نباشد ، و عشى يعشى ، آن گاه گفته شود كه در چشم انسان آفتى پديد آيد يعنى كسى كه در ياد خدا خود را به كورى بزند و با علم به حق بودن خدا خود را به نادانى بزند شيطانى بر او مىگماريم يعنى او را خوار مىسازيم و او را با شياطين قرين مىكنيم مانند
وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ
؛ « ما براى آنها همنشينان ( زشت سيرتى ) قرار داديم » . ( فصّلت / 25 ) مگر نمىبينى كه ما شياطين را گسيل مىداريم ، يقيّض با ( ياء ) نيز قرائت شده است .
وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ
؛ در اين آيه ضمير « من » ( در آيه قبل ) و ضمير
هامش
( 1 ) - صحيح آيه : فما اسطاعوا ان يظهروه ( بدون تاى منقوطه ) است و در متن تفسير اشتباه نوشته شده است م .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 522 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى