تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
شيطان جمع آورده شده زيرا « من » ( در آيه قبل ) در مورد جنس شخص عاشى ( كسى كه خدا را از ياد برده ) مبهم است و شيطانى كه جنس آن مشخص نيست بر او گمارده شده و چون بر اثر مبهم بودنش مىتواند شامل هر دو شود جايز است ضمير به مجموع آن دو برگردد .
حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ
؛ تا شخص عاشى نزد ما بيايد و بنا بر اين كه فعل براى عاشى و شيطانش هر دو باشد « جاءانا » قرائت شده است « قال » به شيطانش گفت اى كاش ميان من و تو فاصله ميان مشرق و مغرب مىبود و « مشرقين » از باب غلبه دادن مشرق ( كه بر تو است ) گفته شده چنان كه براى خورشيد و ماه « قمران » مىگويند . شاعر مىگويد :
اخذنا بافاق السّماء عليكم * لنا قمراها و النّجوم الطّوالع « 1 »
و منظور از « بعد » در بعد المشرقين دورى آن دو از يكديگر است و اصل آن دورى مشرق از مغرب و مغرب از مشرق است .
وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ . . .
؛ « انّكم » محلا مرفوع است يعنى مشترك بودنتان در عذاب نفعى به حالتان ندارد
« إِذْ ظَلَمْتُمْ »
يعنى زيرا ظلم شما ثابت و آشكار شده است .
أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ
؛ انكارى است همراه با تعجب و مقصود اين است كه تو نمىتوانى آنان را به جبر به ايمان وادار كنى .

[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 41 تا 45 ]

فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ( 41 ) أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ ( 42 ) فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 43 ) وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ ( 44 ) وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ( 45 )
هامش
( 1 ) - كرانه‌هاى آسمان را بر شما تنگ گرفته‌ايم ماه و خورشيد و ستارگان درخشانش از آن ماست . ( شاعر از خورشيد و ماه به قمراها تعبير كرده كه در اصل قمران بوده و نون تثنيه به سبب اضافه حذف شده است ) م .