تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١

تفسير :

وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
؛ منظور از « قريتين » مكّه و طائف است يعنى يكى از دو شهر و گفته شده منظورشان از مردان بزرگ از اين دو شهر ، وليد بن مغيره از مكه و حبيب بن عمرو ثقفى از طائف است . ابن عباس و وليد بن مغيره و عروة بن مسعود ثقفى از قتاده روايت كرده‌اند كه منظور از بزرگى مرد ، رياست او در دنياست .
أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ . . .
؛ همزه در ( اهم ) براى انكار و تعجّب است تعجّب از اين كه اعتراض كردند و زور گفتند ، يعنى آيا آنها امر نبوّت را تدبير مىكنند و شخص شايسته‌اى را كه به امر نبوّت قيام كند بر مىگزينند و مىخواهند رحمت خدا را تقسيم كنند كه فقط خداوند بر اساس حكمت خود شايستگى سرپرستى آن را دارد آن گاه برايشان مثلى زده و اعلام داشته است كه آنان از تدابير مصالح دنيوى خود عاجزند ، و اين خداى سبحان است كه روزى آنها را در ميانشان تقسيم و تقدير فرموده است و بعضى را در رزق و روزى بر بعضى برترى داده است و در ميان آنها ثروتمندان و نيازمندان و نيرومندان و ناتوانان قرار داده است تا بعضى به خدمت بعضى در آيند و در كارها از آنها بىگارى بكشند و به منافع خود دست يابند خداوند مسئوليّت تدبير رزق را با اين كه خطرش اندك است به انسانها واگذار نكرده است پس چگونه ممكن است اختيار نبوّت را با همهء اهميّت و ارجى كه دارد و رحمت بزرگ خداست به آنان واگذارد ؟
وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ
؛ آن گاه فرمود : اين رحمت كه دين خدا و رستگارى و پاداشى است كه از آن سرچشمه مىگيرد بهتر از مال بىارزش دنياست كه اينان جمع مىكنند . سپس خداوند سبحان از پستى دنيا و كم ارجى آن در پيشگاه خود خبر داده و