سرمست ساخته پس رفاه را بر طلب دليل برگزيدهاند و زير بار تكليفهاى سخت نرفتهاند و هر گروهى از پيشينيان خود تقليد كردند .
قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ
؛ « قال » قل ؛ نيز قرائت شده است .
« قال » يعنى انذار كننده به آنها گفت . ( « قل » حكايتى است از آنچه به انذار كننده وحى شده است يعنى به آنها بگو .
أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ
؛ اولو جئناكم ؛ نيز قرائت شده است يعنى آيا از پدرانتان پيروى مىكنيد اگر چه دينى هدايتگرتر از دين پدرانتان برايتان بياوريم در جواب گفتند ما بر دين پدرانمان ثابتيم اگر چه دينى برايمان بياوريد كه از دين پدرانمان هدايت كنندهتر باشد .
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ
؛ « براء » در اين كلمه ، مفرد و جمع و مثنى و مذكّر و مؤنّث ، يكسان است چون مصدر است و گفته مىشود نحن البراء منك و الخلاء منك .
الَّذِي فَطَرَنِي
؛ در اعراب اين جمله دو قول است :
1 - منصوب بنا بر اين كه استثناى منقطع بگيريم گويى گفته است ليكن كسى كه مرا آفريده و ايجاد كرده است به زودى هدايتم مىكند .
2 - مجرور و بدل از مجرور به من باشد گويى گفته است من از آنچه شما مىپرستيد بيزارم جز از كسى كه مرا آفريده است .
از قتاده روايت شده كه آنها مىگفتند پروردگار ما خداست با اين كه بتها را مىپرستيدند . و « ما » در
« مِمَّا تَعْبُدُونَ »
مىتواند موصوفه و « الّا » صفت و به معناى غير باشد و تقدير چنين شود ، من از خدايانى كه مىپرستيد بيزارم جز خدايى كه مرا آفريده است .
وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ
؛ يعنى ابراهيم كلمهء توحيد را كه از آن سخن گفت كلمهاى جاودان در ميان ذريّهاش قرار داد و هم چنان در ميان آنان بودند كسانى كه