داديم كه به وسيلهء آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مىكنيم ، و تو مسلّما به سوى راه مستقيم هدايت مىكنى . ( 52 )
راه خداوندى كه تمامى آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست ، آگاه باشيد بازگشت هر چيزى به سوى خداست . ( 53 )
تفسير :
اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ
؛ در متعلق
« مِنَ اللَّهِ »
دو قول است :
1 - « لا مردّ است »
« مِنَ اللَّهِ »
جار و مجرور و متعلّق به « لا مردّ » يعنى پس از آن كه خدا حكم كرد حكمش بر نمىگردد .
2 - متعلق به ياتى است يعنى پيش از آن كه از سوى خدا روزى بيايد كه هيچ كس نتواند آن روز را برگرداند .
وَ ما لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ
منظور از « نكير » انكار و تغيير دادن است .
إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً
مقصود از انسان در اين جا همه انسانهاست نه فردى از انسان به اين دليل كه ضمير متصل به فعل را كه به انسان بر مىگردد جمع آورده و فرموده است
« وَ إِنْ تُصِبْهُمْ »
و مقصود انسانهاى مجرمند زيرا رسيدن بدى در برابر كارهايى كه پيش فرستادهاند جز درباره آنها راست نمىآيد و مقصود از رحمت نعمت تندرستى و بىنيازى و امنيت است .
« إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ »
مقصود گرفتارى بيمارى و فقر و قحطى و امور وحشتزا مىباشد .
فَإِنَّ الْإِنْسانَ كَفُورٌ
؛ كفور به كسى گويند كه در كفران نعمت به آخرين درجه رسيده باشد ، فإنّه كفور نفرمود تا تاكيد كند كه جنس بشر به كفران نعمتها شناخته شده است چنان كه فرمود :
إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ
؛ « انسان ستمگر و كفران كننده است » ( ابراهيم / 34 )
إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ
؛ « كه انسان در برابر نعمتهاى