پروردگارش ناسپاس و بخيل است » ( عاديات / 6 ) .
يعنى بلا و گرفتارى را يادآور مىشود و نعمتها را از ياد مىبرد .
لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
؛ و چون خداوند سبحان چشاندن رحمت به انسان و رسيدن بلا به او را ياد كرد در پى آن فرمود : مالكيت و حاكميت آسمانها و زمين در اختيار اوست و نعمت و نقمت را هرطور بخواهد تقسيم مىكند ، و نيز هر گونه اراده كند به بندگانش فرزند مىدهد به بعضى دختر و به بعضى پسر و به برخى هر دو و هر كه را بخواهد سترون قرار مىدهد و به او فرزندى نمىبخشد .
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ
؛ هيچ بشرى را نمىرسد كه با خداى سخن بگويد جز به يكى از راههاى زير :
1 - از راه وحى و الهام و به دل افكندن يا از راه خوب چنان كه خدا بر مادر موسى وحى كرد و به ابراهيم امر فرمود كه فرزندش را ذبح كند و زبور را به سينه داود وحى كرد .
2 - خداوند سخن خود را كه در بعضى از اشياى مادى ايجاد مىكند بر شخص بشنواند بىآن كه شنونده كسى را كه با او سخن مىگويد ببيند زيرا خداوند بر حسب ذات ديدنى نيست
« مِنْ وَراءِ حِجابٍ »
مثالى است به معناى سخن گفتن سلطان از پشت پرده با بعضى از خواص خود در اين صورت صدايش شنيده مىشود ولى خودش نمىشود ؛ مانند سخن گفتن خداوند سبحان با موسى و فرشتگان .
3 - خداوند پيكى از فرشتگان را به سوى شخص بفرستد و فرشته به او وحى كند چنان كه خدا با پيامبرانى غير از حضرت موسى عليه السلام به زمان خودشان سخن گفت ، قول ديگر در معناى آيه اين است كه : مانند ديگر پيامبران كه به وسيله فرشتهء به آنها وحى مىشده به شخص وحى شود يا پيامبرى بفرستد چنان كه با امت پيامبران به زبان خودشان سخن گفته است .