و شكور براى خداوند صفتى مجازى است از آن نظر كه خدا به عبادت بندگان توجه مىكند و به آن پاداش كامل مىدهد و به شخص مورد پاداش لطف و عنايت مىكند .
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى
؛ « ام » منقطع و همزه به معناى توبيخ و سرزنش است گويى خداوند فرموده است : آيا شخص چون پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را به دروغ بستن به خدا نسبت مى دهند با اين كه زشتترين و بزرگترين افتراها و دروغهاست .
فَإِنْ يَشَإِ اللَّهُ
؛ اگر خدا مىخواست تو را نيز در زمره آنهايى قرار مىداد كه دلهايشان مهر خورده است تا به خدا دروغ ببندى زيرا تنها كسانى جرأت دروغ بستن به خدا را دارند كه خدا مهر بر دلهايشان نهاده باشد معناى چنين تعبيرى اين است كه دروغ بستن از شخص مانند پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بسيار بعيد به نظر مىرسد و مثل شرك به خدا و داخل در زمره كسانى است كه خدا بر دلهايشان مهر زده باشد . آن گاه خداوند سبحان با گفتار خود
« وَ يَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ »
خبر داده كه گفتار مشركان را باطل مىكند به اين معنى كه از عادتهاى الهى است كه باطل را محو و حق را به وسيله وحى يا حكم خود تثبيت فرمايد چنان كه فرموده :
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ
؛ « بلكه ما حق را بر سر باطل مىكوبيم تا آن را هلاك سازد . » ( انبياء / 18 ) بنا بر اين خدا باطلى را كه آنها در آن گرفتارند كه تكذيب و بهتان بستن بر توست از بين مىبرد و حقى را كه تو بر آنى پايدار مىدارد و تو را بر آنان غلبه مىدهد .
وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا
؛ گويند قبلت الشيء منه به اين معنى كه از او گرفتم و آن را مبدأ گفتارم قرار دادم و قبلته عنه گويند به اين معنى كه از آن دور شدم ، و توبه به معناى بازگشت از كار زشت و رجوع از اخلال به كار واجب است به اين كه از عمل خود پشيمان شود و تصميم بگيرد در آينده به آن كار بر نگردد زيرا عملى كه از آن بازگشته زشت و اخلال به واجب بوده است و اگر در آن عمل براى بندهاى حقى بوده ناگزير بايد به طريق ممكن آن را ادا كند .
« ما تَفْعَلُونَ »
به ( تاء ) و ( ياء ) هر دو