تفسير :
وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ
؛ مقصود از كسانى كه مردم را به سوى خدا فرا مىخوانند پيامبر و امامان جانشينان او هستند كه داعيان به حقند . برخى از مفسران گويند : منظور اذان گويانند امّا مفهوم آيه عموميت دارد و تمام كسانى را كه اين ويژگىهاى سهگانه را دارا باشند فرا مىگيرد 1 - موحد و معتقد به خدا باشند 2 - به كارهاى نيك پردازند 3 - مردم را به سوى خدا بخوانند .
وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ
؛ مقصود اين است كه نيكى و بدى در ذات خود متفاوتند ، بنا بر اين كارهاى نيك و كارهاى زشت برابر نيستند و هر گاه دو كار نيك به تو ارائه شد آن را كه از ديگرى بهتر است انجام ده .
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
؛ برخى از بديهاى را كه دشمنانت نسبت به تو انجام دادهاند و تو با نيكى پاسخ گو و دفع كن . نيكى در اين مورد اين است كه او را عفو كنى و ببخشى و نيكوتر از آن اين است كه در برابر بدى او تو نيكى كنى يا مثلا اگر او بدى تو را گفت تو او را ستايش كنى . هر گاه تو چنين كنى دشمن سرسخت تو دوست صميمى و با صفا و يك رنگ تو مىشود .
وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا
؛ اين صفت نيك و خوى پسنديده كه در برابر بدى نيكى كند جز به كسانى كه شكيبا باشند و خشم خود را فرو برند و در برابر سختيها بردبارى كنند و نيز كسانى كه از ثواب و نيكيها بهرهء وافرى داشته باشند به كس ديگر داده نمىشود .
وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ
؛ واژه « نزع » به معناى : نسغ ، و همانند « نخس » است ( كه هر سه به معناى سيخ زدن و سك دادن حيوان است ) و هر گاه شيطان انسان را به برخى از گناهان تحريك كند مانند اين است كه او را براى انجام گناه سيخ مىزند . و فعل « ينزغ » به « نزغ » نسبت داده شده است چنان كه عربها