نيز دادهاند ، يا اين كه وحيى به تو نمىشود جز آنچه به پيامبران پيش از تو گفته شده است . بىترديد پروردگار تو ، هم آمرزنده است و هم صاحب عقوبت دردناكى است . ( 43 )
اگر قرآن را به زبان غير عرب مىفرستاديم مىگفتند : چرا آياتش روشن نيست ؟ آيا قرآن عجمى از پيغمبر عربى درست است ؟ بگو : اين قرآن براى آنان كه ايمان آوردهاند هدايت و شفاست ولى كسانى كه ايمان نياوردهاند گوشهايشان سنگين است و چشمهايشان نابيناست و چنانند كه گويى آنها را از راهى دور ندا مىدهند . ( 44 )
ما به موسى كتاب آسمانى داديم اما در آن اختلاف كردند و اگر نبود آن سخنى كه پروردگارت از پيش گفته بود ميانشان داورى مىشد و به عذاب گرفتار مىشدند . البته هنوز به سختى در ترديدند . ( 45 )
هر كس كارى شايسته كند به سود خود اوست و هر كس بد كند به زيان خود كرده است و پروردگارت هرگز به بندگان ستم روا نمىدارد . ( 46 )
تفسير :
وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَةً
؛ خشوع كه صفت ارض است به عنوان كنايه و استعاره است ، زيرا زمين به سبب اين كه خشك و بىآب و بىگياه است به فردى تشبيه شده است كه بسيار فقير و ذليل و خاشع و داراى لباسهاى پاره و مندرس است و بر عكس هنگامى كه زمين سرسبز و داراى گياهان گوناگون است و به خرمى و طراوت و بالا آمدن توصيف شده است كنايه از كسى است كه پس از بيچارگى و آن لباسهاى كهنه به ثروت كافى دست يابد و لباسهاى فاخر را در بر كند .
كلمه ربت ، ربأت نيز خوانده شده است كه به معناى برآمدگى زمين و هنگام بيرون آمدن گياه است .
إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا
؛ هر گاه گودالى در يك سمت زمين محدودى كنده شود و در وسط نباشد گويند : لحد الحافر يا ألحد الحافر ، يعنى حفر كننده در كار