برپا شود خطاب مىرسد كه آل فرعون را در سختترين عذابها وارد كنيد . ( 46 )
تفسير :
أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجاةِ
؛ ( فعل « دعا » هم به « الى » متعدى مىشود هم به « لام » ) لذا گويند : دعاه الى الشيء و للشىء هم چنان كه فعل هدا نيز چنين است و گويند : هداه الى الطريق و للطريق .
ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ
؛ براى من به خدايى و ربوبيت آن علمى نيست و مقصود از نفى علم ، نفى معلوم است و گويا گفته است : شريك قرار دهم چيزى را كه خدايى او معلوم نيست ؟ و چيزى كه خدائيش معلوم نيست ، چگونه مىشود او را خدا دانست .
لا جَرَمَ أَنَّما تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ
؛ كلمهء « لا جرم » به شيوهء مذهب اهل بصره است و كلمهء « لا » را در بر دعوت قومش قرار داده است و « جرم » فعل است و به معناى : حق ، مىباشد و « أن » و « ما » در اين جا فاعل آن است ، يعنى بطلان دعوتش محقق و لازم مىشود .
با اين كه « جرم » به معناى : كسب ، است ، يعنى كسب اين دعوت از طرف او بطلان دعوت اوست به اين معنا كه حاصل قبول دعوت آنها بطلان دعوت خود اوست .
بعضى گويند : « لا جرم » همانند لا بدّ است و فعل از مادهء : جرم ، است كه به معناى قطع و جدايى است هم چنان كه بدّ فعل است از مادهء تبديد و به معناى تفريق است ، بنا بر اين هم چنان كه معناى : لا بد أنك تفعل كذا ؛ تو ناگزيرى كه چنين كنى ، به معناى :
لا بد لك من فعله ، مىباشد ، همچنين معناى جملهء :
لا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ النَّارَ
؛ ناگزير براى آنها آتش است ، به معناى : لا قطع لهم النار است ، يعنى براى هميشه مستحق آتشاند و استحقاق آنها هرگز قطع نمىشود و همچنين باطل بودن دعوت بتها هم قطع نمىشود ، يعنى پيوسته باطل است و هرگز از بطلان جدا نمىشود تا به حق و