جواب ترجى باشد زيرا ترجى به تمنى تشبيه شده است .
وَ كَذلِكَ زُيِّنَ
؛ همانند اين زينتها و اين موانع ، كارهاى زشت فرعون برايش آراسته شد .
وَ صُدَّ عَنِ السَّبِيلِ
؛ كلمهء « صدّ » به صورت معلوم ( صدّ ) نيز خوانده شده است و معناى آن اين است كه خودش و ديگران را از راه حق منع كرده است .
وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبابٍ
؛ نيرنگ فرعون براى باطل كردن معجزه و دليلهاى موسى ، جز تباهى و زيان ، چيزى نبود و هيچ سودى براى فرعون نداشت .
أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ
؛ سپس خداوند به بيان اندرزهاى مؤمن آل فرعون بر مىگردد .
( مؤمن آل فرعون ) ابتدا به طور اجمال و سربسته به قومش گفت : شما را به رستگارى و رشاد راهنمايى مىكنم . سپس به تفسير و توضيح آن پرداخت و سخن را با مذمت و تحقير دنيا شروع كرد ، زيرا دلبستگى به دنيا ريشهء هر گناه و بدى و جلب كنندهء خشم و عذاب الهى است . پس از آن عظمت و ستايش آخرت را بيان كرد ، زيرا آن جا سراى جاودانه است . سپس كارهاى زشت و نيك و پاداش و كيفر هر يك را گوشزد كرد .
يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ
؛ عبارت
« بِغَيْرِ حِسابٍ »
در برابر جملهء
« إِلَّا مِثْلَها »
است و معناى آن اين است كه كيفر كارهاى زشت و گناه ، با حساب و اندازهء معين است و بر آنچه شايسته و سزاوار است چيزى زياد نمىشود ، ولى پاداش كارهاى نيك ، حساب و اندازهاى ندارد و از آنچه مستحق و سزاوار است چيزى زياد نمىشود ، ولى پاداش كارهاى نيك ، حساب و اندازهاى ندارد و از آنچه مستحق و سزاوار است ، هر اندازه كه خداوند بخواهد ، زيادتر و بيشتر مىشود .