تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
برخيزند ، كارى است كه سخت خدا و اهل ايمان را به خشم و غضب آرد . اين گونه خدا بر دل هر متكبّر جبّارى مهر مىزند . ( 35 ) فرعون به وزيرش گفت : اى هامان براى من كاخى بلند بساز شايد به درهاى آسمان دست يابم . ( 36 ) تا راه آسمانها را يافته و خداى موسى را ببينم هر چند گمان مىكنم او دروغگو باشد و بدين سان كردار زشت فرعون در نظرش آراسته شد و او را از راه حقّ بازداشت و تدبير و چاره‌جويى فرعون جز به زيان و نابوديش هيچ نبود ( 37 ) آن مردى كه [ از آل فرعون ] ايمان آورده بود گفت : از من پيروى كنيد تا شما را به راه صواب راهنمايى كنم . ( 38 ) اى قوم من ، اين زندگى دنيا كالاى فانى و ناچيزى است و آخرت سراى جاودانى است . ( 39 ) هر كس كار بدى كند جز همانند كارش كيفر نيابد و هر كس از مرد و زن عمل نيكى به جاى آورد ، در حالى كه مؤمن باشد ، وارد بهشت مىشود و بىحساب روزيش مىدهند . ( 40 )

تفسير :

الَّذِينَ يُجادِلُونَ
اين عبارت بدل از جملهء « من هو مسرف . . . » است ، زيرا اين جمله در اصل « كلّ مسرف » بوده است ( و جمع مىتواند بدل معناى آن باشد ) .
كَبُرَ مَقْتاً
؛ فاعل « كبر » ضميرى است كه به عبارت « من هو مسرف » بر مىگردد . و رواست كه عبارت
« الَّذِينَ يُجادِلُونَ »
مبتدا باشد و جملهء
« كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ »
همانند اين باشد كه بگويى : بئس رجلا زيد و مخصوص به ذم كه « جدالهم » است ، حذف شده و تمام جمله خبر مبتدا باشد . و نمىتوان كلمهء « جدالهم » را فاعل « كبر » دانست ، زيرا در اين صورت فاعل محذوف است و بنا بر آنچه جار اللَّه زمخشرى گفته است حذف فاعل ممتنع است .
كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ
؛ كلمهء « قلب » با تنوين خوانده شده است و « متكبر » و « جبار » صفت آن است و چون قلب اساس و سرچشمهء اين دو خوى