خداى موسى نيست بلكه خداى شما هم هست . با اين بيان آنها بتدريج و كم كم با او موافق شدند و حرف او را پذيرفتند .
سپس به طريقهء تقسيم ، دليل براى آنها آورد به اين صورت كه گفت : سخن موسى از دو حال بيرون نيست يا راست است يا دروغ اگر دروغ باشد زيان و ضرر آن به خودش باز مىگردد و اگر راست باشد ( لا اقل ) بعضى از آن وعدههايى را كه مىدهد به شما مىرسد . و همان بعض سبب نابودى شما مىشود .
اين گونه بيان گوينده را با انصاف نشان مىدهد تا به سخنش گوش فرا دهند ، زيرا چون هنگام طرح سخن صادق است ثابت مىكند كه هر چه را مىگويد راست است و در دنبالهء آن عبارت
« يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ »
را گفت تا هم در ظاهر بعضى از سخنان موسى را رد كرده باشد و هم به آنها بفهماند كه اين گفتار كسى است كه نسبت به موسى تعصبى ندارد .
ظاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ
؛ در سرزمين مصر بر بنى اسرائيل برترى يافتهايد .
قالَ فِرْعَوْنُ ما أُرِيكُمْ إِلَّا ما أَرى
؛ من جز كشتن او عقيده و رأى ديگرى به شما پيشنهاد نمىكنم و مقصود فرعون اين بود كه من هيچ كارى را جز قتل او درست و صواب نمىدانم و آنچه را كه شما مىگوييد به صواب و مصلحت نيست .
وَ ما أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشادِ
؛ و من با اظهار اين رأى شما را راهنمايى نكردهام مگر به راهى كه پيش من راه درست و رستگارى است .
مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ
؛ اين عبارت در اصل مىبايستى مثل ايام الأحزاب باشد ، ليكن چون كلمهء « يوم » به « احزاب » اضافه شده است و مقصود از احزاب هم قوم نوح و عاد و ثمود است و جاى ترديد و اشتباهى نيست كه براى هر حزب و قومى روز بدبختى و نابودى بوده است ، بدين سبب به جاى جمع [ كه ايام است ] به مفرد [ كه يوم است ] اكتفاء شده است ، زيرا مضاف إليه مضاف را از جمع بىنياز مىكند مانند