تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
بعضى ديگر گفته‌اند : اين عبارت كنايه از رفعت شأن و قدرت و سلطنت خداى متعال است . هم چنان كه عبارت « ذو العرش » كنايه از قدرت و سلطنت اوست .
يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ
؛ خداوند روحى را كه سبب زنده شدن دلهاست ، به فرمان خودش مىفرستد . و مقصود از « امر » وحى است كه امر به خير و نيكى مىكند و برخى گويند : منظور از روح جبرئيل است . « 1 »
لِيُنْذِرَ
؛ فاعل اين فعل ، يا « اللَّه » يا ملقى عليه كه پيامبر باشد يا روح است . اين فعل به عنوان اين كه روح مؤنث است يا خطاب به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله است با « تاء » لتنذر نيز خوانده شده است .
يَوْمَ التَّلاقِ
؛ مقصود روز قيامت است زيرا در آن روز مردم يكديگر را ملاقات مىكنند و يا اهل زمين و آسمان و مردمان اولين و آخرين يكديگر را مىبينند .
يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ
؛ مقصود اين است كه كافران گمان مىكردند اگر خود را پنهان كنند خداوند آنها را نمىبيند ولى امروز چنان ظاهر و آشكارا گرديدند كه هرگز چنين توهمى را نخواهند كرد .
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
؛ اين عبارت حكايت و نقل قول است از چيزى كه در آن روز پرسيده مىشود و از چيزى كه در پاسخ آن گفته مىشود ، بدين معنا كه كسى فرياد مىزند و مىپرسد كه امروز سلطنت و قدرت از آن چه كسى است ؟ و اهل محشر جواب مىدهند كه براى خداوند يكتاى قهار است و يا خود ندا كننده
هامش
( 1 ) - لفظ يلقى از مادهء القاء است و در فارسى به معناى انداختن است و دلالت بر اين دارد روحى كه به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله القا شده است ، غير از جبرئيل است و از دقت در ظاهر اين آيه و آيه‌هاى شريفه ديگر و همچنين از احاديث وارده از اهل بيت عليهم السلام چنين فهميده مىشود كه مقصود روح القدس است و آن روح پنجمى است كه در وجود پيامبران است براى آگاهى بيشتر به آنچه ما در كتاب جنة المأوى صفحه 333 ط 1 تبريز سنة ( 1380 ) نگاشته‌ايم نگاه كنيد .