تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
خوابيده‌ها را به مردگان تشبيه كرده است ، زيرا آنها هم مانند مردگان چيزى را تشخيص نمىدهند و در چيزى تصرف نمىكنند .
فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ
؛ و روح كسانى را كه مرگ حقيقى آنها رسيده است نگه مىدارد ، يعنى آن جانها را در هنگام مرگشان براى زنده شدن بر نمىگرداند و از ديگران كه خوابند بر مىگرداند تا زمان مرگ قطعى آنها برسد .
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعاءَ
؛ حرف « أم » منقطعه است و به معناى « بل » است ، يعنى بلكه كافران قريش شفيعانى را برگزيدند .
مِنْ دُونِ اللَّهِ
؛ بىاجازه و اذن خدا ، زيرا كافران گفتند : اين بتها شفيعان ما پيش خدا هستند در حالى كه هيچ كس بىاذن خدا پيش او شفاعت نمىكند .
أَ وَ لَوْ كانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً
؛ اين عبارت در تقدير چنين بوده است : أ يشفعون و لو كانوا . . . ، يعنى آيا اينها شفاعت مىكنند هر چند مالك چيزى نيستند و فهم و شعورى ندارند ؟
قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً
؛ بگو تمامى شفاعت در اختيار و ملك خداست ، بنا بر اين هيچ فردى مالك آن نيست مگر اين كه خداوند در اختيار و به مالكيت او قرار دهد .
وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ
؛ معنا روى كلمهء « وحده » دور مىزند و مقصود اين است كه هنگامى كه خدايى عز اسمه به تنهايى و يگانگى نام برده مىشود ، آنها مشمئز و متنفر مىشوند و صورتهاى آنها گرفته و درهم مىشود و هر گاه با ذكر خدا بتهاى آنها هم ذكر شود بشاش و شادمان مىشوند ، بنا بر اين اشمئزاز و نفرت را در برابر استبشار و شادمانى قرار داد . اشمئزاز حالتى است كه دل پر از خشم و نفرت است به طورى كه گرفتگى و انقباض در صورت آشكار مىشود و استبشار حالتى است كه دل پر از شادى و سرور است به طورى كه چهره بشّاش و باز مىشود . عامل حرف « اذا » در عبارت
« إِذا ذُكِرَ اللَّهُ »
معناى مفاجات است و آيه در تقدير چنين است : وقت ذكر الذين من دونه فاجاءوا وقت الاستبشار : هنگامى كه از بتها