نقل شده است كه محمد بن منكدر هنگام مرگ جزع و بيتابى مىكرد علتش را پرسيدند گفت : آيهاى از قرآن مرا مىترساند و اين آيه را خواند ، سپس گفت مىترسم كه خداوند امورى را بر من آشكار كند كه هرگز گمان نمىكردم . از سفيان ثورى نقل است كه اين آيه را خواند و گفت : واى بر اهل ريا واى بر اهل ريا .
وَ بَدا لَهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا
؛ و زشتيهاى كارها ايشان براى آنها آشكار مىشود . يا هنگامى كه نامهء اعمالشان را مىدهند ، بديهاى كارهايشان كه مخفى بود آشكار مىشود .
اين آيه كافران را تهديد مىكند و مىترساند مانند اين آيه كه مىفرمايد :
أَحْصاهُ اللَّهُ وَ نَسُوهُ
؛ « خداوند تمام كارهايشان را ضبط كرده است و آنها فراموش كردهاند » « 1 » يا معنا اين است كه جزا و پاداش بدى آنها از انواع عذاب ، ظاهر و آشكار مىشود و آن پاداش را « سيّئات » ناميده هم چنان كه در اين آيه فرموده :
جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها
؛ « پاداش بدى پاداشى است همانند آن بدى » « 2 »
وَ حاقَ بِهِمْ
؛ پاداش استهزايى كه مىكردند ، به آنها مىرسد و آنها را فرا مىگيرد .
ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً
؛ هر گاه چيزى بدون انتظار پاداش ، به كسى عطا شود ، گويند :
خوله شيئا ؛ چيزى به او بخشيده شد .
قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ
؛ مىگويد : آنچه به من عطا شده است به خاطر علم و فضل و استحقاقى است كه من دارم . يا معنا اين است كه چون خداوند به شايستگى و استحقاق من علم دارد ، اين نعمت را به من عطا فرموده است .
يا مقصود اين است كه چون من به راههاى كسب و تجارت علم و آگاهى دارم ، اين نعمت به من داده شده است .
هامش
( 1 ) - مجادله / 6 .
( 2 ) - شورى / 40 .