اشخاصى در دوزخ است .
و استفهام آن استفهام تقريرى است ( يعنى مسلما در دوزخ جاى دارند ) .
وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ
؛ آن كسى كه صدق و راستى را آورد و به آنچه آورده بود ايمان داشت پيامبر است . مقصود از ضمير « به » هم خود آن حضرت است و هم كسانى كه به او ايمان آوردهاند ، هم چنان كه در آيهء ؛
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ
؛ « البته كتاب را به موسى عطا كرديم شايد هدايت شوند » « 1 » . مقصود از « موسى » هم خود حضرت موسى و هم پيروان اوست ، لذا ( پس از صدّق به ) فرمود ؛
« أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ »
فقط در اين جا به صورت صفت گفته شده و در آن جا به اسم ظاهر بيان شده است و جايز است كه مقصود : الفريق الذى جاء بالصدق و صدق به ؛ باشد ، يعنى گروهى كه راستى را آوردند و آن را تصديق كردند كه آن گروه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و مؤمنانى هستند كه او را تصديق كردند .
لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا
؛ مقصود از كارهاى سوء و زشت ، همان شرك و گناهانى است كه پيش از ايمان آوردن انجام داده بودند .
بِأَحْسَنِ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ
؛ مقصود از كارهاى أحسن ، واجبات و مستحبات ، نسبت به كارهاى مباح است ، زيرا مباح را نيز حسن مىگويند .
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
؛ منظور از « عبده » رسول خداست اين كلمه ، عباده هم خوانده شده است كه مراد پيامبرانند .
هَلْ هُنَّ كاشِفاتُ ضُرِّهِ . . .
هَلْ هُنَّ مُمْسِكاتُ رَحْمَتِهِ
؛ كلمه « كاشفات » و « ممسكات » به دو صورت ، با تنوين بنا بر اصل و بىتنوين بنا بر اضافه ، خوانده شده است .
خداوند براى اين كه ناتوانى و عجز بيشتر بتها را در انجام آنچه از آنها خواسته مىشود بيان كند ، پس از آن كه آنها را در عبارت
« وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ »
هامش
( 1 ) - مؤمنون / 46 .