موصول باشد ] و ما عملت ايديهم ، بدون ضمير هاء ، نيز خوانده شده است .
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها
؛ مقصود از « أزواج » اشكال و اقسام و اجناس از هر چيز است .
وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ
؛ از زوجهايى كه خداوند متعال انسان را بر آن مطّلع نساخته است و هنوز بشر به هيچ طريق از راههاى علمى از آنها با خبر نشده است و بعيد نيست كه خداوند در دل زمين و قعر درياها حيوانها و جمادهايى را آفريده باشد و براى انسان از طريق علم راهى براى شناخت آنها قرار نداده باشد .
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ
؛ واژهء : سلخ ، به معناى بيرون كشيدن و كندن پوست حيوان است چنان كه گويند : سلخ الشّاة ، يعنى پوست گوسفند را كند . و در اين جا ، براى بر طرف شدن روشنايى روز و پيدا شدن شب و تاريكى آن ، به طريق استعاره به كار رفته است .
فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ
؛ در تاريكى شب داخل شدند به طورى كه هيچ روشنايى براى آنها نبود .
وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها
؛ در تفسير عبارت
« لِمُسْتَقَرٍّ لَها »
چند قول است :
1 - يعنى خورشيد تا حدّى كه برايش مقدّر و معين شده و در فلكش تا آخر سال بدان حدّ منتهى مىشود ، حركت مىكند و قرارگاه خورشيد به قرارگاه مسافر ، هنگام مسافرت ، تشبيه شده است .
2 - براى خورشيد در مشرق و مغرب حدّى است كه در حركت به انتهاى آن مىرسد و همين قرارگاه آن است ، زيرا خورشيد از اين حدّ تجاوز نمىكند .
3 - براى خورشيد در مسير هر روزهاش كه به نظر ما مىآيد حدّى است كه همان مغرب است .
ابن مسعود « لا مستقرّ لها » خوانده و قرائت اهل بيت عليهم السّلام هم همين است و معناى آن اين است كه خورشيد هميشه حركت مىكند و هيچ گاه ساكن نمىشود .