و در صورتى كه « لمّا » با تشديد خوانده شود به معناى : إلّا ، مىباشد مانند مثالى كه در الكتاب ، سيبويه آمده : نشدتك باللّه لمّا فعلت : تو را به خدا سوگند مىدهم كه اين كار را انجام دهى [ لمّا در اين مثال به معناى إلّا آمده است ] و حرف « إن » نافيه است . و تقدير تمام عبارت چنين است : ما كلّ إلّا مجموعون محضرون لدينا .
تنوين در كلمهء « كلّ » به جاى مضاف اليه است و در اصل كلّهم بوده است و كلمهء جميع از فعيل به معناى مفعول است چنان كه گويند : حىّ جميع و جاءوا جميعا .
مجموع قبيله ، همگى آمدند .
وَ آيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها
؛ كلمهء
« الْمَيْتَةُ »
را با تخفيف خواندن شايعتر و سليستر است . جملهء
« أَحْيَيْناها »
مستأنفه است و بيان مىكند كه زنده كردن زمين مرده براى بندگان نشانه و دليل بر قدرت و توانايى خداوند بر زنده كردن مردگان است ، همچنين است كلمهء « نسلخ » در عبارت
« لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ »
در آيههاى بعد .
و رواست كه هر دو « احيينا » و « نسلخ » براى كلمههاى « ارض » و « ليل » صفت باشند ، زيرا خداوند از آنها جنس زمين و جنس شب را اراده فرموده است نه عين زمين و شب را تا معرفه باشند ؛ بنا بر اين با آنها مانند اسم نكره رفتار شده و جمله صفت آنها آمده است و مانند اين مورد است قول شاعر : و لقد امرّ على اللّئيم يسبّنى . « 1 » مقصود اين است كه آن زمين مرده را با روياندن گياه زنده كرديم .
وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا
؛ و از زمين دانههايى مانند : گندم ، جو ، برنج و غيره . . . بيرون آورديم كه قوت و غذاى مردم است .
فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ
؛ كلمهء « منه » كه ظرف است ، مقدّم شده تا دلالت كند كه زندگى بيشتر به اين دانهها وابسته است و سلامتى انسان به خوردن از اين دانهها پايدار است و هر گاه كم باشند قحطى و كم بودى ارزاق پيش مىآيد .
هامش
( 1 ) - بر شخص پستى مىگذشتم كه مرا ناسزا مىگفت شاهد در : الف و لام اللّئيم ، است كه جنس مىباشد و مانند نكره فرض شده و جمله صفت آن آمده است - م .