عمرى مهلت نداديم و انذار كنندهء الهى را بر شما نفرستاديم ؟
پس امروز عذاب الهى را بچشيد كه براى ستمكاران هيچ ياورى نيست . ( 37 )
خدا به رازها و غيب آسمانها و زمين آگاه است و نيز او آنچه را كه در درون دلهاست مىداند . ( 38 )
او خدايى است كه شما را در زمين جانشينان گذشتگان قرار داد و هر كه كافر شود به زيان خودش خواهد بود و كفر كافران پيش خدا چيزى جز خشم و غضب حقّ نيفزايد و نيز كفر كافران چيزى جز زيان و خسران بر آنها اضافه نمىكند . ( 39 )
بگو آيا شما دربارهء معبودانى كه بجز خدا خواندهايد ، فكر نمىكنيد ؟ به من نشان دهيد كه چه چيزى از زمين را آفريدهاند ؟ يا در آفرينش آسمانها با خدا شريك بودهاند ؟ يا به آنها كتاب و حجّتى دادهايم كه براى شريك بودن خود برهان آورند ؟ ( نه هيچ يك از اينها نيست ) بلكه ستمكاران وعدهء دروغين به يكديگر مىدهند . ( 40 )
تفسير :
لا يُقْضى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا
؛ عبارت
« فَيَمُوتُوا »
جواب نفى
« لا يُقْضى »
است .
كَذلِكَ نَجْزِي
؛ مانند چنين كيفرى ما پاداش و جزا مىدهيم . فعل « نجزى » به صورت : يجزى ، نيز خوانده شده است .
وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها
؛
« يَصْطَرِخُونَ فِيها »
به معناى : يتصارخون فيها ، بوده است .
اين فعل بر وزن يفتعلون از مادهء صراخ است كه به معناى فرياد با استغاثه و شدّت است .
غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ
؛ فايدهء اين عبارت و اين كه به
« نَعْمَلْ صالِحاً »
اكتفاء نشده ، حسرت و تأسّفى است به كارهاى غير صالحى كه انجام دادهاند و اعتراف و اقرار به آن كارهاست ، علاوه بر اين آنها گمان مىكردند كه به روش نيكى هستند ، بنا بر اين گفتند خدايا ما را بيرون آورد تا عمل نيك انجام دهيم غير از آن كارهايى كه چون گمان مىكرديم نيك است انجام داديم .