تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ
؛ اين عبارت توبيخ و سرزنشى است از طرف خداوند و در اصل چنين است : فنقول لهم أ و لم . . . و اين عبارت آن اندازه از عمر را كه مكلّف بتواند به تكاليف خود آشنا شود شامل مىشود گرچه كوتاه باشد ، هر چند در عمر طولانى توبيخ بيشتر است . برخى گويند : منظور از مدّت عمر شصت سال است و بعضى گويند : چهل سال و پاره‌اى گويند : هجده سال است .
وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ
؛ اين عبارت بر معناى
« أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ »
عطف است و گويا خداوند مىفرمايد : قد عمرناكم و جاءكم النذير ؛ مقصود از : نذير ، يا پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله است يا قرآن . برخى از مفسّران گويند : مقصود از : نذير ، پيرى و سالخوردگى است و برخى ديگر گويند : مرگ اهل خانه و خويشاوندان است . فذوقوا ؛ عبارت « فذوقوا » در اصل فذوقوا العذاب بوده است . [ و عذاب كه مفعول بوده حذف شده است ] .
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
؛ اين عبارت به منزلهء علّت و تعليل براى دانستن غيب است ، زيرا در صورتى كه خداوند راز درون هر دل و سينه‌اى را ، كه پنهانىترين چيز است ، بداند به طريق اولى از اسرار و راز جهان آگاه است و مقصود از « ذات الصّدور » رازها و پنهانيهاى آن است . كلمهء « ذات » مؤنّث كلمهء : ذو ، است و ذو به معناى مصاحب و همراه مىباشد ، بنا بر اين رازها مصاحب دلها و سينه‌ها هستند .
خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ
؛ كلمهء « خلائف » جمع خليفه است و آن كسى است كه جاى ديگرى را مىگيرد يا جانشين او مىشود .
فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ
؛ زيان و پاداش كفرش براى اوست .
إِلَّا مَقْتاً
؛ واژهء « مقت » به معناى شدت دشمنى و نفرت است و به كسى كه با زن پدرش نكاح كند « مقتىّ » گويند ، زيرا او در دلها بسيار منفور و مبغوض است .
أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ
؛ عبارت « أرونى » بدل است از عبارت « أ رأيتم » زيرا
« أَ رَأَيْتُمْ »
به معناى : أخبرونى ، است و گويا خدا مىفرمايد : از اين شريكان و از آنچه