برخى از مفسّران گويند : ضمير به برگزيدگان خدا بر مىگردد و برگزيدگان سه قسمند . از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود ؛ ستم كنندهء به خود ، از ما :
كسانى هستند كه حقّ امام را نشناختند . و مقتصد از ما : كسانى هستند كه عارف به حقّ امامند و سابق به خيرات ما : خود امام است . و هر سه گروه آمرزيدهاند « 1 » .
ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ
؛ كلمهء « ذلك » يا اشاره است به برگزيده شدن و به ارث بردن كتاب ، يا اشاره است به سبق به خيرات ، يعنى اين برگزيده شدن و به ارث بردن كتاب از طرف خدا ، يا سبق به خيرات فضل بزرگى است .
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها
؛ عبارت « جنّات عدن » بدل است از عبارت « الفضل الكبير » كه همان سبق به خيرات است ، زيرا چون : سبق به خيرات ، سبب نيل به ثواب است به جاى مسبّب و خود ثواب قرار داده شده و « جنّات عدن » بدل از آن آمده است .
برخى فعل « يدخلونها » را به صورت مجهول خواندهاند .
يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ
؛ حرف « من » در عبارت
« مِنْ أَساوِرَ »
براى تبعيض است ، يعنى با بعضى از دستبندها خود را زينت مىدهند و گويا بعضى از دستبندها از بعض ديگر دستبندها ، كه ديگران خود را به آن زينت دادهاند ، امتياز و برترى دارد
إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ
؛ ذكر كلمهء « شكور » بر بسيارى حسنات آنها دلالت دارد .
الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ
؛ واژهء « مقامه » به معناى سكونت و اقامت است و عبارت « من فضله » يعنى خداوند از كرم و عطا و فضل خودش به آنها اين مقام را داده است .
لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ
؛ واژهء « نصب » به معناى رنج و مشقّتى است كه به سبب زوال نعمتى از كسى به او مىرسد و معناى « لغوب » خستگى و
هامش
( 1 ) -
الظّالم لنفسه منّا من لا يعرف حقّ الامام و المقتصد منّا العارف بحقّ الامام و السّابق بالخيرات هو الامام و كلّهم مغفور لهم .