وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ
؛ تفاوت ميان واوها اين است كه بعضى از واوها دو كلمه يا دو جمله را به دو كلمه يا جملهء ديگر ربط مىدهد و بعضى ديگر يك كلمه را به يك كلمهء ديگر مربوط مىكند . و گاهى براى تأكيد نفى ، لاء نافيه با واو مىآيد .
وَ لَا الظِّلُّ وَ لَا الْحَرُورُ
؛ « حرور » و « سموم » به بادهاى سوزان گفته مىشود .
برخى از مفسّران گويند : اعمى و بصير ، مثلى براى مؤمن و مشرك است و :
ظلمات و نور ، براى شرك و ايمان و « ظل » و « حرور » ، براى بهشت و دوزخ و : احياء و اموات را براى مؤمنان و كافران يا براى عالمان و غير عالمان مثل زده است .
إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ
؛ تو جز تبليغ وظيفهاى ندارى ، بنا بر اين اگر از شنوندگان انذار ، كسى گوش فرا داد و قبول كرد سود و بهرهاش براى خود اوست و اگر از اصرار كنندگان در نشنيدن بود مسئوليّتى جز تبليغ بر تو نيست .
إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً
؛ واژهء « بالحقّ » يا حال براى يكى از دو ضمير است ( نا و ك ) ، يعنى تو محقّى يا ما محقّيم و يا صفت براى مصدر ارسال است ، يعنى فرستادن تو به حقّ است و يا براى « بشير » و « نذير » صله است يعنى تو بشارت دهنده به وعدهها و انذار كننده به وعيدها و تهديدهاى حقّ مىباشى .
وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ
؛ خداوند در آخر اين آيه تنها به ذكر كلمهء « نذير » اكتفاء كرده و بشير را ذكر نفرموده زيرا انذار همواره با بشارت همراه و مقرون است و ذكر هر يك دليل بر ذكر ديگرى نيز هست بخصوص كه اول آيه مشتمل بر ذكر هر دو است .
جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ
؛ مقصود از « بيّنات معجزههايى است كه بر نبوّت پيامبران دلالت مىكند و مراد از « زبر » صحف « 1 » و از « كتاب منير »
هامش
( 1 ) - صحف كتابهايى را گويند كه تنها محتوى پند و مناجات است و از قوانين و احكام در آن ذكرى نشده است مانند زبور داوود .