همزه شده است چنان كه در كلمهء « أدور » واو قلب به همزه و « أدور » شده است .
و برخى گويند « تناوش » از مادهء « ناش » است كه به معناى خواستن است . چنان كه رؤبة گفته است : اليك نأش القدر المنئوش ؛ خواستن به اندازه از جانب توست . و نؤوش و نئيش حركتى است كه با تأخير و كندى همراه باشد . نهشل گفته است :
تمنّى نئيشا أن يكون اطاعنى * و قد حدثت بعد الأمور امور « 1 »
شاهد مثال در كلمهء نئيشا است كه در شعر به معناى آخر و عاقبت آمده است و بنا بر ظرف بودن منصوب است .
وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
؛ عبارت « يقذفون » بر « كفروا » عطف است چون هر دو حكايت حال زمان گذشته است ، يعنى كافران نسبت به محمّد صلّى اللَّه عليه و آله گمان كذب و دروغ داشتند و چيزهايى از سحر و شعر و دروغ و جنون ، به او نسبت مىدادند كه از مقام او خيلى دور بود . و گويا آنها از مكان دورى اين نسبتها را به او مىدادند . از اين جهت كه ساحر و شاعر و دروغگو و ديوانه بودن ، از شخصيّت و مقام او ، بسيار دور بود . و دورترين چيز از او اين بود كه از خوى او دروغ گفتن و ارائه باطل باشد .
وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ
؛ ميان آنها و خواستهها و آرزوهايشان جدايى و فاصله افكنده شد هم چنان كه نسبت به كسانى از امّتهاى گذشته كه در كفر و عقيدهء دينى همانند اينها بودند چنين كارى انجام شد .
إِنَّهُمْ كانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ
؛ آنان همواره در شك و ترديد بودند چنان كه گفتهاند :
عجب عجيب . بسيار شگفتآور .
هامش
( 1 ) - آرزو دارم كه عاقبت از من پيروى كنى هر چند امورى پس از امورى روى خواهد داد .