اضافه را اضافهء معنوى بدانيم صفت آن است .
أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
؛ كلمههاى « مثنى » و « ثلاث » و « رباع » صفتند براى « اجنحة » و اين سه كلمه از : اثنين اثنين ، و : ثلاثه ثلاثه ، و : اربعه اربعه ، عدول كردهاند . و معناى عدول اين است كه از : مثنى ، معناى : اثنين اثنين ، را اراده كنى . و اصل در كلمه اين است كه تنها معناى خود كلمه را از آن اراده كنى نه معناى كلمهء ديگر را . و عدول ( عدل ) اين است كه كلمهاى را تلفّظ كنى ولى مقصود تو كلمهء ديگرى باشد . و معنا اين است كه خداوند فرشتگان را به گونههاى مختلف آفريده به طورى كه براى بعضى دو بال و براى برخى سه بال و براى پارهاى چهار بال قرار داده است .
يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ
؛ و در آفرينش بالها و چيزهاى ديگر آنچه را كه مشيت و حكمتش اقتضا كند مىافزايد . و آيه در اين مورد مطلق است و شامل هر گونه زيادى ، از طول قامت و اعتدال صورت و نيروى بدنى و خرد نيكو و جز آن ، مىشود . و برخى از مفسّران گويند : مقصود از زيادى خلقت ، صورت زيبا و صداى خوش و موى زيبا است .
ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ . . .
؛ هر چه را از رحمت كه نعمت روزى و باران و صحّت و سلامتى و جز آن از اقسام نعمتهاست خداوند براى انسان بفرستد ، هيچ فردى نمىتواند جلو آن را بگيرد . و هر چه را كه خداوند نفرستد ، هيچ فردى نمىتواند بفرستد .
و « فتح » [ كه يفتح از آن آمده است ] كنايه از ارسال و فرستادن است به دليل اين كه به جاى : فلا فاتح له ، فرموده :
« فَلا مُرْسِلَ لَهُ »
و براى اين كه رحمت بيانگر تمام نعمتها و رحمتها باشد نكره آمده و گويا خداوند فرموده است : از هر رحمتى كه باشد چه آسمانى و چه زمينى .
و علّت اين كه در مرحلهء اول ضمير مؤنث : لها ، و در مرتبهء دوم ضمير مذكّر : له ،