عظيم ثابت ، اينك اى آل داوود شكر خدا به جاى آوريد هر چند اندكى از بندگان من شكر گزارند . ( 13 )
و هنگامى كه مرگ را بر سليمان مقرّر داشتيم كسى آنها را از مرگ وى آگاه نساخت مگر موريانه كه عصاى او را مىخورد ( تا شكست ) و هنگامى كه سليمان بر زمين افتاد جنّيان فهميدند كه اگر از غيب آگاه بودند دير زمانى در عذاب خوار كننده باقى نمىماندند . ( 14 )
تفسير :
يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ
، عبارت « يا جبال » يا بدل از « فضلا » و يا از « اتينا » است كه در تقدير : قولنا يا جبال يا ، قلنا يا جبال بوده است .
« اوّبى » از مادهء تأويب است يعنى با او در تسبيح هم آواز شويد . و رواست كه خداى سبحان تسبيح را در وجود آنها آفريده باشد هم چنان كه سخن را در درخت ( طور سينا ) آفريد . بنا بر اين از كوهها تسبيح شنيده مىشد همان گونه كه از فرد تسبيح گويى شنيده مىشد تا معجزهاى براى داوود عليه السلام باشد .
و كلمهء « الطّير » هم به رفع خوانده شده است هم به نصب ، بنا بر اين كه بر لفظ « جبال » يا بر محلّ آن عطف شود . و بعضى از مفسّران روا دانستهاند كه نصب آن يا به سبب ، عطف بر « فضلا » باشد و در تقدير و سخّرنا له الطّير بوده است و يا مفعول معه باشد .
وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ
؛ و ما آهن را براى او مانند گل و موم ، نرم كرديم و با دست بدون آتش و كوبيدن با چكش ، هر چه را كه مىخواست با آن درست مىكرد .
أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ
؛ زرههاى كامل و فراخ بساز . و حضرت داوود عليه السلام نخستين فردى بود كه زره را ساخت . پيش از آن از صفحههاى آهن استفاده مىشد .
وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ
؛ در بافت و ساختن زره تناسب را مراعات كن ، بنا بر اين ميخها را نه آن اندازه نازك و ظريف قرار ده كه در جاى خود محكم نباشند و تكان بخورند و نه آن اندازه ضخيم و درشت قرار ده كه حلقههاى زره را بشكنند .