اين نسبتى را كه به خدا مىدهد از راه افترا و دروغ است ، يا نوعى جنون است كه باعث اين توهّم شده است .
بَلِ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعِيدِ
؛ خداوند مىفرمايد :
محمد در آنچه مىگويد نه افترا مىزند و نه جنون دارد ، بلكه كسانى كه به آخرت ايمان ندارند در عذاب آتش و گمراهى از حقّ هستند و اين شديدترين جنونها است . و چون عذاب از لوازم گمراهى است اين دو كلمهء ( عذاب و ضلال ) طورى قرار داده شده كه گويا با هم هستند . و اين كه كلمهء « ضلال » به كلمهء « بعيد » توصيف شده از راه مجاز است ، زيرا « بعيد » صفت فردى است كه از راه گمراه و دور مىشود .
أَ فَلَمْ يَرَوْا
؛ آيا اين كافران كورند و به آسمان و زمين نمىنگرند كه هر جا باشند آن دو بر آنها محيطند و نمىتوانند از كنارههاى آن دو ، بگريزند .
برخى از مفسّران گويند : مقصود اين است كه آيا آن كافران دربارهء آسمان و زمين تفكّر و تدبّر نمىكنند و از آنها بر قدرت ما استدلال نمىكنند .
إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِنَ السَّماءِ
؛ سپس خداوند سبحان ، توانايى خودش را بر نابود كردن آنها چنين بيان مىفرمايد كه اگر بخواهيم آنها را به زمين فرو مىبريم ، هم چنان كه قارون را به زمين فروبرديم . يا تكّهاى از آسمان را بر آنها فرو مىافكنيم .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ
؛ بىترديد در اين تفكّر در آسمان و زمين ، نشانه و دلالتى است بر حقّ ، براى هر بندهء مطيع و برگشت كنندهء به سوى خدا .
كلمههاى « نشأ » و « نخسف » و « نسقط » همگى هم با نون خوانده شدهاند و هم با ياء و كسانى ( يكى از قرّاء ) در عبارت « نخسف بهم » حرف « فاء » و « باء » را ادغام كرده است ، ولى اين قرائت ، معتبر نيست .