بر ضدّ آنان بر انگيزيم ، سپس جز اندك زمانى نمىتوانند در كنار تو در اين شهر زيست كنند . ( 60 )
و از همه جا رانده مىشوند و هر جا يافت شوند بايد دستگير و به سختى كشته شوند . ( 61 )
اين سنّت خداست كه در دورههاى پيشين نيز بوده است و براى سنّت الهى هيچ تغييرى نخواهى يافت . ( 62 )
تفسير :
« جلباب » لباسى است كه از روسرى بزرگتر و از چادر كوچكتر است ، زن آن را بر سرش مىاندازد به طورى كه زيادى آن سينه را هم مىپوشاند .
ابن عبّاس گفته است كه ردا ( عبا يا چادر ) لباسى است كه از سر تا پا بدن را مىپوشاند . و برخى گويند : « جلباب » ملافه يا عبا يا چادر و هر چيزى است كه با آن بدن را بپوشانند چنان كه شاعر گفته است : مجلبب من سواد اللّيل جلبابا « 1 » .
يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ
؛ معناى اين عبارت اين است كه زنها جلباب را به دوش خود بيندازند و صورت و اطراف بدن خود را با آن بپوشانند . و هنگامى كه روپوش از صورت زنى كنار رود گويند : أدنى ثوبك على وجهك ، صورتت را با لباست بپوشان .
اين دستور به اين سبب بود كه در ابتداى اسلام زنها مانند زمان جاهليّت با لباس مبتذل تنها با يك پيراهن و روسرى بيرون مىآمدند و افراد اوباش و هوسباز مزاحم كنيزها مىشدند . گاهى هم مزاحم زن آزادى ، به گمان اين كه كنيز است ، مىشدند .
بنا بر اين به زنان آزاد دستور داده شد كه لباس و پوشش خود را بر خلاف لباس كنيزان كنند تا فرد هوسرانى به آنها طمع نكند . و به همين منظور است اين بخش از آيه كه فرمود :
هامش
( 1 ) - در سياهى شب مانند جلباب خود را مستور مىكند .