« ذلك » اين امورى را كه به اختيار و مشيّت تو واگذار كرديم .
أَدْنى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ . . .
؛ نزديكتر است به اين كه چشمشان روشن و اندوهشان كم شود و همگى به آنچه در اختيارشان قرار مىدهى راضى و خشنود باشند . زيرا اگر ميان آنها از لحاظ به خود نزديك كردن و به تأخير انداختن و كناره گرفتن و پيش خود خواستن ، مساوات و برابرى برقرار شود ، و آنچه را كه براى يكى بخواهى يا نخواهى براى همه همان باشد و بدانند كه اين اختيار از طرف خداست ، روح آنها آرام مىشود ، رقابت و خودخواهى از ميان مىرود و براى همه رضايت حاصل مىشود .
عبارت « كلّهنّ » تأكيد براى نون « يرضين » است .
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما فِي قُلُوبِكُمْ
؛ اين فراز از آيه ، از طرفى تهديدى است براى آن عدّه از همسران پيامبر كه به آنچه خداوند به آن حضرت تفويض كرده بود راضى نبودند . و از طرفى تشويق و تحريك است براى به دست آوردن رضايت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله .
وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَلِيماً
؛ خداوند به مصالح بندگانش آگاه ، و نسبت به آنها بردبار است و در كيفر آنها شتاب نمىكند .
لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ . . .
؛ اى پيامبر هيچ زنى بعد از زنانى كه بر تو حلال كرديم بر تو حلال نيست . و آن زنان را كه حلال كرديم از اين قرار است : زنانى كه مهريه هايشان را ادا كنى ، زنان خويشاوندت كه با تو مهاجرت كردهاند ، زنانى كه به سبب اسيرى كنيزان تو شدهاند و زنانى كه خودشان را به تو هبه كنند ، از اين نوع زنها هر چند نفر كه بخواهى بر تو حلال است .
وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ
؛ تو نمىتوانى از ميان همسران مسلمانت بعضى را رها كنى و به جاى آنها از زنان اهل كتاب بگيرى ، زيرا آنها آن شايستگى را ندارند كه مادران مسلمانان ( أم المؤمنين ) باشند .
إِلَّا ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ
؛ مگر آن زنان اهل كتاب را كه به عنوان كنيز مالك شوى .