تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
تجسّس است .
فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ
؛ در اين عبارت ناگزير مضافى ميان « من » و « كم » در تقدير است و اصل آن من إخراجكم است و دليل آن هم فرمودهء خداوند است كه مىفرمايد : « لا يستحيى من الحق » يعنى بيرون كردن شما حقّ است و شايسته نيست كه از آن حيا و شرم شود . و چون شرم چيزى است كه مانع مىشود تا انسانى بعضى از كارها را انجام دهد گفته شده : « و اللَّه لا يستحيى من الحقّ » حيا و شرم نسبت به خداوند مانع از انجام كار حقّ نمىشود و خداوند آنچه را كه يكى از شما ، به سبب حيا ، ترك مىكنيد ترك نمىكند . اين ادبى است كه خداوند به وسيلهء آن كسانى را كه در نشستن سنگين هستند و دير برمىخيزند تأديب فرموده است . عايشه گفته است : همين براى صحابه‌اى كه سنگين مىنشينند كافى است كه خداوند بر آنها وظيفه‌اى تحميل نكرد و گفت هر گاه كه غذا خورديد متفرّق شويد . « 1 »
وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ
؛ ضمير « هنّ » به همسران رسول خدا برمىگردد . و چون موقعيّت آيه بر آن دلالت مىكند نام آنها صريحا ذكر نشده است .
فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ
؛ و هر گاه چيزى از آنها مىخواهيد از پشت پرده بخواهيد . روايت شده است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با بعضى از اصحاب غذا مىخوردند كه دست يكى از آنها به دست عايشه اصابت كرد و بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله اين قضيّه ناگوار آمد پس آيهء حجاب نازل شد . و نيز روايت شده است كه بعضى از اشخاص گفتند : آيا ما نهى مىشويم كه با دختر عموهايمان گفتگو كنيم مگر از پشت پرده ؟ به خدا قسم اگر محمّد بميرد
هامش
( 1 ) - حسبك فى الثّقلاء أنّ اللَّه تعالى لم يحتملهم و قال و اذا طعمتم فانتشروا