ترجمه :
بر پيامبر ، در آنچه خدا بر او واجب كرده است هيچ جرمى نيست ، اين سنّت الهى در مورد كسانى كه پيش از اين بودهاند نيز جارى بوده است و فرمان خدا سنجيده و روى برنامهء دقيقى است ( 38 )
پيامبران پيشين كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مىكردند و ( تنها ) از خدا مىترسيدند و از هيچ كس جز خدا بيم نداشتند ، و خداوند براى حسابرسى كافى است . ( 39 )
محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ، ولى رسول خدا و خاتم پيامبران است و خداوند به هر چيز آگاه است . ( 40 )
تفسير :
فَرَضَ اللَّهُ لَهُ
؛ خدا سهم او قرار داد و بر او واجب كرد كه با همسر پسر خواندهاش ازدواج كند ، تا حكم زمان جاهليّت نسبت به پسر خواندهها باطل شود و عبارت :
براى فلانى در دفتر فلان مقدار فرض ، يعنى سهم ، معيّن شده است نيز از همين قبيل است .
سُنَّةَ اللَّهِ
؛ كلمهء « سنّة » اسمى است كه به جاى مصدر به كار رفته است و عبارت « ما كان على النّبيّ من حرج » را تأكيد مىكند ( و در حقيقت مفعول مطلق تأكيدى است ) و گويا چنين بوده است ، سنّ اللَّه ذلك سنّة ( خداوند اين كار را بطور مسلّم سنّت قرار داده است ) .
فِي الَّذِينَ خَلَوْا
؛ مقصود انبياى پيشين است كه هر چه براى آنها مباح و جايز بوده است ، مانند نكاح و غيره ، اقدام بر آن حرج و مانعى نداشته است ، چنان كه حضرت داود صد زن و سيصد كنيز داشت و همچنين سليمان داراى سيصد زن و هفتصد