تفسير :
مِنْ صَياصِيهِمْ
؛ از حصار و قلعههاى آنها و صيصيه به چيزى گويند كه به آن پناه مىبرند ، به شاخ گاو و آهو و خار ( شاخك ) ساق پاى خروس . همچنين به تاج آن و به شانهء بافنده نيز صيصيه گفته شده است ، چنان كه گويند : كوقع الصياصى فى النسيج الممدّدى « 1 » .
وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ
؛ كلمهء رعب ، هم به سكون عين و هم به سكون عين و هم با ضم آن خوانده شده است .
روايت شده است كه جبرئيل عليه السلام صبح شبى كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله از جنگ خندق به مدينه برگشت ، بر او نازل شد و گفت : يا رسول اللَّه فرشتگان سلاح خود را زمين نگذاشتند و خداوند با تأكيد امر فرموده است كه به جانب بنى قريظه برويد و من قصد آنها را دارم « 2 » . سپس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به مسلمانان فرمود هر چه زودتر عازم شوند و نماز عصر را به جا نياورند مگر در محلّ بنى قريظه ، بنا بر اين آنها را مدت بيست و پنج شبانه روز محاصره كردند تا كار بر آنها سخت شد و ناگزير از قلعه و حصار فرود آمدند و به حكميّت سعد بن معاذ رضايت دادند . سپس سعد دستور داد كه تمام مردان جنگى آنها كشته و بقيه از زن و كودك اسير شوند و مال و ثروت آنها به غنيمت گرفته شود و املاك و عقار آنها تنها به مهاجرين واگذار شود نه به انصار زيرا انصار خود داراى املاك و عقار بودند ولى مهاجرين املاك و عقارى نداشتند سپس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله تكبير گفت و به سعد فرمود : حكمى كه تو كردى ، بىترديد ، حكم خداوند است از بالاى هفت آسمان . كلمهء « رقيع » نام آسمان دنيا ( و آسمان اول ) است . بنا بر حكم سعد مردان جنگى آنها كه تعدادشان به ششصد نفر مىرسيد كشته
هامش
( 1 ) - مانند شانهء بافنده كه در تار و پود بافته شده واقع شده .
( 2 ) -
إنّ الملائكة لم تضع السّلاح إنّ اللَّه يأمرك بالسّير إلى بنى قريظة و أنا عامد اليهم .