تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
دنيا و زياده از نفقهء خود خواستند و به آن حضرت پرخاش و خشونت كردند به طورى كه پيامبر منزجر و اذيّت شد و از آنها دورى كرد و براى سكونت در غرفه‌اى ، بالا رفت و تا يك ماه ( بدون تماس با همسران خود ) در آن ماند . و پس از آن آيهء تخيير نازل شد .
فَتَعالَيْنَ
؛ بياييد با اراده و اختيار خود يكى از دو كار را انجام دهيد و مقصود از بياييد اين نيست كه خود با پا و قدم پيش بياييد ( بلكه كنايه از اقدام به كارى است ) هم چنان كه مىگويى : اقبل يخاصمنى و ذهب يكلّمنى « 1 » كه مقصود آمدن و رفتن حقيقى نيست بلكه كنايه از آن است .
أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا
؛ بيايد هديه و بهره‌اى به شما بدهم و با خوبى و بىآن كه خصومت و مشاجره‌اى باشد شما را رها كنم و به سنّت اسلام طلاق دهم .
لِلْمُحْسِناتِ
: براى هر يك از شما كه نيكى و احسان را برگزيند و از خداوند پيروى كند . مفسّران در حكم تخيير ( كه اگر زنان پيامبر جدايى را اختيار كنند ، به محض اختيار ، از پيامبر جدا مىشوند و يا اين كه احتياج به طلاق هم هست ؟ ) اختلاف كرده‌اند . آنچه از ائمّه عليهم السّلام روايت شده اين است كه جدايى بدون طلاق ، تنها مخصوص به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله است ؛ بنا بر اين اگر هر يك از همسران پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله خودشان جدايى را اختيار كنند ، بدون طلاق از پيامبر ، جدا مىشوند . ولى براى غير پيامبر چنين نيست .
بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ
؛ واژهء « فاحشه » ، به معناى گناه و كار بدى است كه زشتى آن به نهايت رسيده باشد و آن گناه كبيره است و « مبيّنه » ، يعنى قبح و زشتى آن آشكار و روشن است و مقصود هر عمل زشتى است كه گناه كبيره باشد .
هامش
( 1 ) - او آمد كه با من دشمنى كند و رفت كه دربارهء من سخن بگويد .