تا با اين دو نشانه ، بعضى نشانههاى بزرگ را به تو بنمايانيم ، و ممكن است تقدير آيه چنين باشد :
لنراك من آياتنا فعلنا ذلك ؛ « اين عمل را انجام داديم تا آيات خود را به تو نشان دهيم . » و چون خداوند به موسى امر كرد كه به سوى فرعون برود او متوجّه شد كه به امر بزرگى مأمور شده است ؛ از اين رو از پروردگارش خواست كه سينهاش را بگشايد تا دلتنگ و غمگين نشود و بتواند با صبر جميل به استقبال سختيها برود و كار خليفة اللّهى در روى زمين و آنچه لازمهء آن است از تحمّل سختيهاى بزرگ بر او آسان شود . از ابن عباس نقل شده است كه گفت : بر طبق حديث پارهء آتش در زبان موسى عليه السّلام لكنتى وجود داشت و در اين كه اين لكنت از زبانش بر طرف شده اختلاف است ، بعضى گفتهاند بر طرف شده و همين صحيح است ، زيرا خداوند فرمود :
قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى
« خواهشت بر آورده شد » و بعضى گفتهاند : كمى از آن باقى مانده بود ، زيرا گفت : و اخى . . . ( قصص / 33 )
وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً
؛ « برادرم هارون زبانش از من گوياتر است » .
« وزير » از مادهء « وزر » مىآيد ، چون وزير پادشاه مسئوليتهاى سنگين او را بر دوش مىكشد ، يا از « وزر » مىآيد ، زيرا شاه به رأى وزير اعتماد مىكند ، يا از « موازره » مىآيد كه به معناى معاونت و كمك است . « وزيرا و هارون » هر دو مفعول براى « اجعل » هستند ، يعنى هارون را وزير من قرار ده و تقديم وزير به خاطر اهميّت وزارت است . بعضى گفتهاند : مفعول اوّل اجعل « لى » و مفعول دوّم « وزيرا » و هارون عطف بيان است . ابن عامر « اشدد » و « اشركه » قرائت كرده و آن دو را جواب ( اجعل ) دانسته است . « ازر » به معناى نيرو است و فعل آزروا ، يعنى او را نيرو داده و معناى آيه اين است : او را در رسالت شريك من قرار داده تا در عبادت و ياد تو كمك يكديگر باشيم و بر خوبيها بيافزائيم .
إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً
؛ همانا تو نسبت به احوال ما بصير و آگاهى و مىدانى كه