تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
3 - بعضى گفته‌اند : تا من تو را با مدح و ثنا ياد كنم و براى تو زبانى راستگو قرار دهم . 4 - نماز تنها با ياد من باشد و ياد غير من در آن نباشد . 5 - نماز را در وقتهاى ذكر من كه همان اوقات نماز است بپاى دار ، و ( بنا بر وجه اخير ) « لام » همان معنايى را دارد كه در جملهء : « جئتك لوقت كذا يا لست مضين » : « در فلان وقت يا شش روز از آن گذشته پيش تو آمدم » داراست و مثل همين است قول خداى تعالى . . .
يا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَياتِي
؛ « اى كاش هنگام حياتم در دنيا چيزى جلو فرستاده بودم . » « 1 » ( فجر / 24 ) 6 - بعضى گفته‌اند مقصود از « لذكرى » ذكر نماز است ، پس از فراموشى ، آن يعنى هر گاه به ياد نماز افتادى آن را بپاى دار چه در وقت آن ، باشى و چه در غير آن ، و اين از امام باقر يا صادق عليهما السّلام روايت شده است ولى بنا بر اين معنا سزاوار بود « لذكرها » باشد مگر اين كه بگوييم مضاف حذف شده و در اصل « لذكر صلاتى » بوده ، يا اين كه ذكر صلاة همان ذكر اللَّه ( ذكرى ) مىباشد .
إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها
؛ ( بعد از بيان توحيد و شاخ و برگهايش ، به ذكر معاد و اهميتش پرداخته و فرموده است : ) از شدّت اراده‌اى كه به پنهان داشتن وقت قيامت دارم نزديك است كه اصل آن را مخفى دارم و نگويم كه قيامت مىآيد و اگر اقتضاى لطف من نبود كه بايد از آمدن قيامت با عدم يقين وقت آن خبر دهم از آن خبر نمىدادم . « 2 »
هامش
( 1 ) - منظور از حيات زندگى آخرت است يا تقدير آن « وقت حياتى فى الدنيا » است . كشّاف ، ج 4 ، ص 752 سورهء فجر . ( 2 ) - هم خبر از آمدن قيامت و هم عدم تعيين وقت آن ، هر دو از لطف خداست ، زيرا اگر اصلا از آمدن آن خبر ندهد ، و حال آن كه واقعيت دارد ، مردم اغراء به جهل و هلاك مىشوند ، و عدم تعيين وقت آن هم باعث مىشود كه بندگان هر آن احتمال آمدن قيامت را بدهند و توبه كنند و آماده شوند چنان كه در بارهء فلسفهء پنهان داشتن شب قدر گفته‌اند . خلاصهء از تفسير نمونه ، ج 13 ، ص 171 و اثنى عشرى ، ج 8 ، ص 253 .