معرفت است . روايت شده هنگامى كه موسى به وادى مقدّس رسيد ، درخت سبزى را ديد كه از پايين تا بالايش آتش سفيدى شعله مىدهد و صداى تسبيح ملائكه را شنيد و روشنايى عظيمى مشاهده كرد ، نه سبزى آتش را خاموش مىكرد و نه آتش سبزى را مىسوخت ، پس متوجه شد كه امر عظيمى است ، مبهوت شد و كم كم او را آرامشى فرا گرفت و سپس ندايى شنيد :
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ
؛ كفشهايت را در آور امر به در آوردن نعلين به اين سبب بود كه جنس آنها از پوست خر مرده بود . « 1 » بعضى گفتهاند به اين دليل بود كه پايين پايش با زمين مقدّس تماس گيرد و از احترامش بهرهمند شود .
« طوى » : با تنوين و بدون آن خوانده شده به معناى مكان و بقعه است . بعضى گفته اين نام بدين سبب به اين زمين داده شده است كه دو مرتبه مقدّس شده پس گويا دو مرتبه به بركت پيچيده شده است . « و انا اخترناك » : من تو را براى رسالت برگزيدم به صورت متكلم مع الغير هم قرائت شده : « و انا اخترناك » : من تو را اختيار كرديم .
« لما يوحى » « لام » متعلّق به « استمع » يا « اخترتك » و « ما » موصوله يا مصدريّه است .
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي
؛ نماز را بپاى دار ، در معناى « لذكرى » چند احتمال وجود دارد .
1 - تا در نماز به ياد من باشى زيرا نماز مشتمل بر ذكرهاست .
2 - مجاهد گويد : يعنى چون من نماز را در كتابهاى قبل ذكر كردهام و به آن امر نمودهام .
هامش
( 1 ) - اين قول به وسيلهء فرمايش امام زمان عليه السّلام كه از ناحيهء مقدّسه آمده ، مردود است . تفسير نمونه ، ج 13 ، ص 172 ، نقل از تفسير نور الثقلين ، ج 3 ، ص 373 و تفسير اثنى عشرى ، ج 8 ، ص 250 به نقل از تفسير برهان ، ج 3 ، ص 33 و 34 .