ايمان را به آنها عرضه كند و دستور دهد كه عبادت و پرهيزگارى را پيشه سازند .
إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
، اگر شما مىدانستيد كه چه چيزى براى شما بهتر و چه چيزى بدتر است ، يا اين كه اگر با چشم بصيرت به آن مىنگريستيد ، مىدانستيد كه اين دستورها براى شما از هر چيزى بهتر است .
وَ تَخْلُقُونَ إِفْكاً
، به سبب اين كه بتها را شريك خدا و معبود خود مىدانيد و يا به اين سبب كه آنها را شفيعان خود پيش خدا مىپنداريد ، دروغى را آفريدهايد ، برخى گويند معنا اين است كه شما بتهايى را مىسازيد كه خدا آنها را افك ناميده است و تراشيدن شما آن بتها را ، خلق افك است .
لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً
، آنها مالك نيستند و قدرت آن را ندارند كه چيزى از روزى شما را بدهند .
فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ
، بنا بر اين تمامى روزى خود را از خدا بخواهيد ، زيرا تنها اوست كه رزّاق است .
إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
، و چون به سوى او بازگشت مىكنيد ، خود را به وسيلهء عبادت و سپاس نعمتهاى او ، آمادهء ديدار او سازيد .
وَ إِنْ تُكَذِّبُوا
، و اگر مرا تكذيب كنيد ، تكذيب شما به من زيانى نمىرساند ، هم چنان كه امّتهاى پيشين هم رسولان خود را تكذيب كردند ، ولى به آن رسولان زيانى نرسيد ، بلكه ضرر و زيانش متوجّه خود امّتها شد ، زيرا به سبب تكذيب بود كه آن گونه بلاها آنها را فرا گرفت .
إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
، مقصود از « بلاغ المبين » بلاغى است كه به سبب همراه بودن با معجزهها ، هيچ ترديدى در آن نيست .
اين آيه و آيههاى بعد از آن تا آيهء
« فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ »
محتمل است كه از گفتههاى حضرت ابراهيم عليه السّلام به قومش باشد و ممكن است كه اينها آيههاى معترضهاى باشند كه ميان اول و آخر داستان حضرت ابراهيم ، در شأن و موقعيت