موسى عليه السّلام است .
عَلى عِلْمٍ
، قارون گفت : آنچه من دارم از روى شايستگى و استحقاق است و سبب آن ، دانشى است كه من دارم ، آن علم و دانشى كه سبب فضيلت و برترى مردم است . علمى كه داشت اين بود كه او از تمام بنى اسرائيل به تورات داناتر بوده برخى از مفسّران گويند : آن دانش ، علم كيمياء است كه خداوند به حضرت موسى عليه السّلام آموخت و او به خواهرش و خواهرش هم به قارون تعليم داد .
عِنْدِي
، مقصود قارون اين بود كه رأى و عقيدهء من در اين مورد چنين است ، چنان كه گويند ، الأمر عندى كذا يعنى گمان و رأى من در اين امر چنين است .
أَ وَ لَمْ يَعْلَمْ
، آيا از معلوماتش و آنچه در تورات خوانده است نمىداند كه خداوند پيش از او اقوامى بس نيرومندتر را هلاك و نابود كرده است تا به قدرت و زيادى ثروتش مغرور نشود و ممكن است كه در اين مورد ، مقصود نفى علمش باشد و اين كه واقعا نمىداند .
وَ أَكْثَرُ جَمْعاً
، ممكن است مقصود اين باشد كه ثروت و مالشان بيشتر بود و ممكن است مفهوم اين باشد كه از نظر جمعيّت و عدد بيشتر بودند .
وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ
، و از گناهان بدكاران پرسشى نمىشود بلكه بدون سؤال و حساب در آتش افكنده مىشوند .
فِي زِينَتِهِ
، مقصود چيزهايى است كه آنها را وسيلهء زينت خود قرار مىداد ، مانند حشم و خدم و اسبهاى گران قيمت .
واژهء « حظّ » به معناى جدّ و هر دو به معناى بخت و دولت و موقعيّت دنيوى است .
وَيْلَكُمْ
، واژهء « ويل » اصالتا در مورد نفرين به هلاكت گفته مىشود ، سپس براى اظهار تنفّر و بازداشتن و وادار كردن به ترك ناخوشايندها نيز استعمال شده است .
ضمير در عبارت « و لا يلقّيها » يا به كلمهاى كه علماء يهود با آن تكلّم كردند ،