برهان و دو معجزهاند بر رسالتت به سوى فرعون و فرعونيان كه قومى فاسق و نابكارند ( 32 )
موسى گفت : پروردگارا من از آنها يك تن را كشتهام مىترسم ، كه به خونخواهى ، مرا به قتل برسانند ( 33 )
و برادرم « هارون » زبانش از من فصيحتر است ، او را همراه من بفرست تا ياور من باشد و مرا تصديق كند كه مىترسم اين فرعونيان مرا سخت تكذيب كنند ( 34 )
خداوند فرمود : به وسيلهء برادرت بازوان تو را بسيار قوى مىكنيم و به شما قدرت و تسلّط مىدهيم و به بركت آيات ما هرگز به شما دست نمىيابند ، شما و پيروانتان پيروزيد . ( 35 )
تفسير :
واژهء « جذوه » با حركتهاى سه گانه ( فتحه ، ضمّه ، كسره ) خوانده شده است ، زيرا هر سه حركت در آن صحيح است و آن قطعهء چوب بزرگى است كه بر سر آن آتش باشد .
حرف « من » اوّلى ( من شاطئ ) و دوّمى ( من الشّجرة ) هر دو براى ابتداست ، يعنى صدا از ابتداى وادى و از طرف درخت آمد .
عبارت
« مِنَ الشَّجَرَةِ »
براى
« مِنْ شاطِئِ الْوادِ »
بدل اشتمال است ، زيرا درخت در كنارهء وادى روييده بود [ بنا بر اين آن محلّ ، شامل درخت بوده است . ] واژهء « رهب » به معناى ترس ، و « جناح » در اين جا به معناى دست است ، زيرا دست انسان به منزلهء دو بال پرنده است و هر گاه فردى دست راستش را زير بازوى چپش بگذارد دستش را به خود چسبانده است .
« مِنَ الرَّهْبِ »
به خاطر رهب و ترس ، يعنى هر گاه هنگام ديدن مار ترسيدى دستت را به سينهات بگذار .
فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ
، لفظ « ذانك » هم با تخفيف نون و هم با تشديد آن خوانده شده ، در صورت تخفيف تثنيهء « ذاك » و در صورت تشديد تثنيهء « ذلك است .
« برهانان » به معناى دو حجّت است و چون حجّت مطلب روشن و آشكار است آن را برهان هم مىگويند چنان كه به زن سفيد چهره مىگويند : امرأة برهرهه و به مردى