براى سه فعل « يسقون » و « تذودان » و « لا نسقى » در آيهء مباركه مفعول گفته نشده است ، زيرا هدف و مقصود اصل فعل بوده است نه مفعول آن .
دليل مطابق بودن جواب آنها با سؤالى كه از آنها شده بود اين است كه موسى از آنها سبب جلوگيرى گوسفندانشان را از ورود به آبشخور پرسيده بود و آن دو در جواب گفتند سبب آن اين است كه آنها در برابر چوپانان مرد ، ضعيف و ناتوانند و ناگزير بايد صبر كنند تا كار مردان تمام شود و گوسفندان خود را از آبشخور خارج كنند . ( بعد آنها وارد شوند ) .
وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ
، پدر ما پير مرد سالخوردهاى است كه نمىتواند خودش گوسفندان را آب دهد . و گويا اين مطلب را گفتند تا هم به كنايه از موسى براى آب دادن گوسفندانشان كمك بخواهند و هم نشان دهند كه چون كسى را ندارند ناگزيرند خودشان اين كار را انجام دهند .
ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ
، سپس از شدّت گرما و در حال گرسنگى ( و خستگى ) به سايهء درخت سمره « 1 » ، پناه برد .
فَقالَ رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ
، هر خير و نعمتى كه به من عطا فرمايى چه كم باشد و چه زياد ، من به آن نيازمندم . و چون لفظ « فقير » به معناى سائل و طالب است به وسيلهء « لام » متعدّى شده است .
روايت شده است كه : موسى در حالى كه از فرط لاغرى سبزى گياهان از شكمش پيدا بود ، اين درخواست را كرد و مقصودش جز نان و طعامى كه بخورد چيز ديگرى نبود .
عبارت
« عَلَى اسْتِحْياءٍ »
در محلّ حال است ، يعنى آن زن ، با شرم و حياى بسيار مىآمد اصل داستان اين است كه چون دختران شعيب جلوتر از چوپانان و زودتر از
هامش
( 1 ) - سمره ، درخت طلح ، نوعى اقاقيا ، مغيلان ، ترجمهء منجد الطلّاب .