دو دختر گفت : اى پدر اين مرد را استخدام كن ، زيرا بهترين فردى را كه مىتوانى به خدمت بگيرى ، كسى است كه امين و توانا باشد ( 26 )
شعيب گفت : مىخواهم يكى از اين دو دخترم را به تو دهم كه هشت سال مزدور من باشى و اگر ده سال را كامل كنى محبّت كردهاى و نمىخواهم بر تو سخت بگيرم ، به خواست خدا مرا از شايستگان خواهى يافت . ( 27 )
موسى گفت : اين قرارداد من و تو است . هر كدام از دو مدّت را كه كامل كنم ، ستمى بر من نيست و خدا به آنچه مىگوييم وكيل است . ( 28 )
تفسير :
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ
، واژهء « تلقاء » به معناى برابر و روبرو است و مقصود اين است ( كه چون موسى از مصر بيرون آمد ) به طرف شهر « مدين » رو كرد ، و آن شهر شعيب بود . « 1 » ابن عبّاس گفته است : موسى در حالى بيرون رفت كه راه را نمىدانست و فقط اميد به پروردگارش داشت كه او را راهنمايى و از سرگردانى حفظ كند .
سَواءَ السَّبِيلِ
، يعنى وسط راه .
برخى گويند : موسى با ترس و بيم « 2 » بيرون رفت ، و با برگ درختان و گياهان تغذيه و زندگى مىكرد .
وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ
، آب مدين چاهى بود در نزديكى اين شهر كه مردم چارپايان را از آن سيرآب مىكردند . و منظور از ورود به آب اين است از راهى كه آمد به چاه آب رسيد .
هامش
( 1 ) - مدين نام شهرى است كه شعيب در آن مىزيست و در جنوب شامات و شمال حجاز قرار دارد و تا مصر هشت روز راه است . اين شهر امروز به نام « معان » يكى از شهرهاى كشور اردن است . تفسير نمونه 16 / 60 با تصرّف - م .
( 2 ) - در تفسير كشّاف به جاى ( خائفا ) ( خافيا ) گفته شده ، يعنى موسى پابرهنه خارج شد .
تفسير كشّاف ، ج 3 - م .