وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ
، در دهانهء چاه و جايى كه از آن آب بر مىدارند مردمان مختلف بسيارى را ديد كه جمع شدهاند [ و چارپايان خود را آب مىدهند . ]
وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ
، جايى پايينتر و كنار آن مردمان ، دو زن را ديد كه از گوسفندان خود مراقبت مىكنند .
واژهء
« تَذُودانِ »
از مادّهء « زود » به معناى دور راندن و جلوگيرى كردن است و مقصود اين است كه آن دو زن مايل نبودند و نمىگذاشتند كه گوسفندانشان به آب نزديك شود . برخى گويند كه آنها نمىتوانستند گوسفندهاى خود را آب دهند ، زيرا مردان و شبانانى كه آن جا بودند قوىتر از آن دو زن بودند .
قالَ ما خَطْبُكُما
، كلمهء « خطب » در اصل مخطوب و به معناى مقصود و مطلوب است . و مفهوم عبارت اين است كه موسى به آن دو زن گفت : مقصود شما از جلوگيرى گوسفندانتان چيست ؟
حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ
، عبارت « يصدر » يصدر ، [ از باب ثلاثى مجرّد ] نيز خوانده شده است و در اين صورت معنا اين است كه صاحبان گوسفندان از آبشخور بيرون روند . و كلمهء « رعاء » جمع راعى [ به معناى شبان ] است مانند : صيام و قيام [ كه جمع صائم و قائم است . ]
فَسَقى لَهُما
، موسى به خاطر آن دو زن گوسفندان آنها را سير آب كرد .
و روايت شده است كه چوپانان سنگى را بر دهانهء چاه گذاشته بودند كه كمتر از هفت مرد نمىتوانستند آن را بردارند ، برخى گويند كمتر از ده مرد و برخى تا چهل مرد گفتهاند ، ولى حضرت موسى به تنهايى آن را برداشت و از آنها دلوى خواست آنها دلوشان را كه كمتر از ده مرد نمىتوانست آن را از چاه بكشد به او دادند ، موسى به تنهايى با كشيدن يك دلو پر از آب تمام گوسفندان آن دو را آب داد و آنها را خارج كرد . اين كار را براى اين كرد كه فطرتا به انجام كارهاى نيك و كمك به ضعيفان و بيچارگان علاقمند بود .