تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
عبارت
« أَمَّنْ جَعَلَ »
و پس از آن ، بدل از جملهء
« أَمَّنْ خَلَقَ »
است و هر دو در حكم يكديگرند .
أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً
؛ زمين را هموار و آرام قرار داد تا قرارگاه انسان باشد . واژهء « حاجزا » به معناى برزخ و مانع است [ در اين جا مقصود منافع ميان دو درياست ، يعنى از قدرت خود ميان آب شيرين و شور دريا مانعى قرار داد كه مخلوط نمىشوند . ] كلمهء « اضطرار » مصدر باب افتعال و از مادّهء ضرورت است و « مضطرّ » كسى است كه مرض يا فقر و بيچارگى يا يكى از پيش آمدهاى ناگوار روزگار ، او را نيازمند به تضرّع و زارى پيش خداوند كند . گويند : اضطرّه الى كذا ( يعنى او را در اين كار به تضرّع و زارى وادار كرد ) . اسم فاعل و مفعول آن « مضطرّ » است [ كه اسم فاعل در اصل مضطرر و اسم مفعول مضطرر بوده است . ]
وَ يَكْشِفُ السُّوءَ
؛ واژهء « سوء » به معناى شدّت و سختى و هر چيز مضرّ و زيان آور است .
وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ
؛ معناى خلفاى در زمين اين است كه آيندگان پس از پيشينيان ، سكونت و تصرّف در زمين را سالهاى متمادى و قرنى پس از قرنى ، به ارث مىبرند و ممكن است معناى خلافت ، حكومت و تسلّط بر زمين باشد . حرف « ما » در عبارت
« ما تَذَكَّرُونَ »
زائده است و اصل آن تذكّرون تذكّرا قليلا بوده است و معناى آيهء شريفه نفى تذكّر است . [ يعنى هيچ متذكّر نمىشوند . ] برخى « تذكّرون » را با « ياء » و ادغام خوانده‌اند [ يذّكّرون ] و بعضى با « تاء » و با ادغام [ تذكّرون ] و بدون ادغام [ تذكّرون ] خوانده‌اند .
أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ
؛ خدايى كه در تاريكى شب ، هنگامى كه در دريا و خشكى مسافرت مىكنيد ، به وسيلهء ستارگان آسمان و نشانه‌هايى كه در زمين است شما را ( به مقصد )