تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧

تفسير :

كلمهء « ادّارك » ادّرك و ، ادرك نيز خوانده شده ، اصل ادّارك ، تدارك [ ماضى باب تفاعل ] بوده است كه حرف « تاء » در حرف « دال » ادغام شده است [ و همزهء وصل نيز به ابتداى آن اضافه شده است ] « ادّرك » از باب افتعل است [ كه در اصل ادترك بوده ] و در اين جا نيز حرف « تاء » در حرف « دال » ادغام شده است و معناى ادّرك علمهم اين است كه علم آنها نسبت به آخرت كامل شد و به انتها رسيد ، امّا معناى « ادّرك » كه پى در پى آمدن و مستحكم شدن است ، اين است كه وسايل و اسباب تكامل و استحكام علم به اين كه روز قيامتى هست و هيچ ترديدى در آن نيست ، براى كافران آماده و مهيّا بوده است و مىتوانستند به آخرت علم پيدا كنند با اين حال آنها نسبت به آخرت ترديد و شك و اظهار جهالت و نادانى مىكنند . و به همين معنا اشاره شده است در اين آيه كه خداوند مىفرمايد :
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ
؛ و مقصود از لفظ « هم » تمام مشركانى هستند كه در آسمان و زمين وجود دارند و چون كافران مكّه از جملهء همان مشركانند ، كار اينها به همه نسبت داده شده است چنان كه مىگويند : فرزندان فلانى چنين كارى كرده‌اند « 1 » در صورتى كه بعضى از آنها اين كار را انجام داده‌اند . وجه ديگرى كه برخى از مفسّران گفته‌اند اين است كه ادّرك به معناى نابود شدن و به انتها رسيدن است . و از اين مورد است مثال ادركت الثّمرة و اين هنگامى است كه ميوه به حدّى رسيده باشد كه پس از آن فاسد و نابود شود . حسن [ بصرى ] « ادّارك » را به معناى اضمحلال و نابود شدن تفسير كرده است . واژهء « ادّارك » در اصل تدارك بوده است و به معناى پياپى و پشت سر هم واقع شدن است و به اين مفهوم است مثال تدارك بنو فلان : فرزندان فلانى پشت سر هم و
هامش
( 1 ) - بنو فلان فعلوا كذا .