تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
فَأَنْبَتْنا بِهِ
؛ اين كه التفاتى از غيبت به متكلّم شده است ، به سبب بيان نكتهء دقيقى است ، و آن تأكيد است بر اين كه عمل روياندن درختان مخصوص ذات اوست و اين كه روياندن و ايجاد باغهايى اين چنين بهجت زا و مسرّت انگيز در توانايى هيچ كس نيست جز ذات احديّت او . و همين معنا از عبارت
« ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها »
فهميده مىشود . منظور از « كينونت » به معناى « درخور » اين است كه اين عمل از غير خداوند محال و غير ممكن است . همچنين عبارت
« بَلْ هُمْ . . . . »
[ كه از خطاب به غايب التفات شده است ] در تخطئه و توبيخ آنها رساتر است .
حَدائِقَ
؛ حديقه باغى است كه اطرافش ديوار باشد و از اين سخن عربهاست كه مىگويند : أحدقوا به ، يعنى اطراف آن را حايط و ديوار كنيد . كلمهء « ذات » در عبارت
« ذاتَ بَهْجَةٍ »
مفرد است در حالى كه « حدائق » كه موصوف است جمع است و دليلش اين است كه « حدائق » جمع مكسّر است و گاهى به مفهوم جماعت كه مفرد است مىآيد بنا بر اين صفت آن هم مفرد مىآيد ، چنان كه مىگويند : النّساء ذهبت ، با اين كه « نساء » جمع است ، به اعتبار جماعت ، فعل « ذهبت » مفرد آمده است . واژهء « بهجة » به معناى زيبايى و حسن ظاهرى است كه بينندهء آن مسرور و شاد مىشود .
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ
؛ يعنى آيا آن مشركان غير از خدا را شريك و مانند او قرار مىدهند ؟ جايز است كه هر دو همزه را از مخرج كامل ادا كنى و ميان آنها مدّى قرار دهى ، يا اين كه همزهء دوم را با مخرج بينابين ادا كنى .
بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ
؛ يعنى غير خدا را با خدا معادل و شبيه قرار دادند و ممكن است معنا اين باشد كه از حق و يگانگى خداوند بر گشتند .